بنام خدا
آنچه مسلم است موسیقی ایران کاملترین موسیقی جهان است و شاید روزگاری معنای کامل موسیقی فقط شامل موسیقی ایران میبوده است چرا که هنوز آثارنامها و گوشه های ایرانی در موسیقی جهان بچشم میخورد. مثلا" نامهایی مانند گیتار، سیتار، ویولن، تمپو،آرشه، ماجور،لوت،بمل،دیزو...بسیاری واژه های متداول موسیقی جهان ایرانی هستند که بطور مشروح در کتاب ایران سرزمین مقدس نوشته اینجانب نگاشته شده است مثلا" گام ماجور یعنی بزرگ عینا" همان فاصله ماهور ماست که به معنای بزرگ است (مهتر یعنی بزرگتر) ناگفته نماند گام ماجور در اروپا بطور ناقص از ماهور وارد شده و در آنجا مثلا" از گوشه های زیبایی چون راک و دلکش اثری نیست.
همچنین لوت (1) همان رود ایرانی به معنای تار است که از روده آید چرا که سیمها و پرده های این ساز از روده بوده است و از آنجا که در زبان پهلوی ر و ل یک نشانه دارند و این دو حرف نیز در گویشهای ایرانی خصوصا" کردی به هم تبدیل میشوند .در زبان عربی رود را عود گویند
آرشه بمعنای کمانک واژه ایرانی است که هنوز در کمانچه آورده میشود وسیله کمانی شکل بوده که با آن ساز را مینواختند
نام آرش که ایرانی است و بمعنای کمانگیر میباشد نیزاز همین است (همچنین معماری که بتواند طاق و قوس کمانی شکل بنا کند راآرشیتکت گویند که بن مایه این واژه نیز ایرانی است.) بمل به معنای بم تر و دیز به معنای نت تیز تر آمده است در نقاشیهای چهلستون در چهار صد سال پیش سازهایی بچشم میخورد که جز کمانچه همه از بین رفته (یا در جاهای دیگر در محدوده ایران فرهنگی کاربری دارد) از ان جمله سازی است شبیه یه ویالون که تاثیر فرهنگ ایران را در موسیقی جهان مینمایاندو کاملا" میرساند که این ساز اروپایی ریشه ایرانی دارد اما از آنجا که این نوشتار را گنجایش آن نیست از آن میگذریم و به تاریخچه ساخت تار میپردازیم.
در تاریخجه تار آنچه معروف است این ساز از سازهای باستانی مانند طنبور برگرفته شده اما نخستین باربه شکل امروزی بدست میرزا رضای شیرازی ساخته شده است استاد رضا وهدانی در مقدمه ردیف آورده اند: در کتاب یادبودهای سفارت استانبول نوشته خان ملک ساسانی (صفحه 195) می خوانیم که بعد از آنکه عثمانی ها استانبول را گرفتند در زمان شاه صفی که سلطان مراد چهارم بغداد را از ایران گرفت وسی هزار ایرانی را قتل عام کرد شاه قلی استاد موسیقی را دست بسته به حضور آوردند شاه قلی رو به سلطان کرد و گفت من برای زندگی خود اهمیت نمیدهم اما برای هنر التماس میکنم یک تار شش سیمه خواست که فورا" حاضر کردند هنرمندیش مورد توجه سلطان واقع شده و اورا همراه خودش به استانبول برد. رواج موسیقی ایران در پایتخت عثمانی از شاهقلی است (ماخذ گفته های خان ملک ساسانی از کتاب هاممپورگسال تاریخ امپراطوری عثمانی جلد نهم است)
صدای تار ایرانی تو دماعی و به اضافه زنگ مطبوع سیم است که بی شباهت به طرز صحبت کردن ما ایرانیان نیست {مثلا" هنوز دختران ایرانی گاهی عمدا" از توی بینی صحبت میکنند تا جلوه ایی به صحبت خود بدهند... تذکر از نگارنده} معروف است تاری خوش صدا است که صدای تار بدهد نه صدای ماندولین ... (از مقدمه ردیف استاد وهدانی)
تار را در قدیم رود یا روت میگفتند که به معنی تارو پرده است روت همان روده است که در تارهای این ساز و پرده های آن استفاده میشده است قبلا" نیز گفته آمد که در اروپا تار را لوت نامند اما تار را با این شکل امروزی ما از زمان قاجار میا بیم در بسیاری عکسهای قدیمی تارهایی با نقاره هایی گرد و کاسه هایی مخروطی شکل در دست مردم عادی به چشم میخورد که اگرچه چندان خوش تراش نیستند اما بسیار شبیه سازهای امروزی است. این سازها بیشتر شبیه تارهای آذری ولی بزرگتر میباشند.
اما سازهای دست اساتیدی چون آقاعلی اکبر، آقا حسینقلی و میرزا عبدالله نشاندهنده آن است که سازندگانی ظریفنر و استاد تر داشته اند. اوج کمال این سازها ساخت استاد فرج الله هستند که در ساخت کاسه و نقاره ظرافت بیشتری را دارا است.
استاد فرج الله که جزء اساتید منتخب دارالصناعه ناصری بود بدستور ناصرالدین شاه در این مکان به ساز سازی مشعول بوده است
او سازهایی بسیار زیبا ساخته است که نمونه های آن در دست میرزا عبدالله و آقاحسینقلی و شااگردانشان بچشم میخورد. این تارها حتی بسیار زیبا تر و خوشتراش تر ازبرخی سازهای امروزی است سازهای فرج بسیار خوش مضراب بوده و در مضرابهای قوی صدا گم و گنگ نمیشود (ضعفی که بیشتر سازهای جدید دارند یکی هم این است که در مضرابهای ملایم خوش صداو زنگ دار اما در مضرابهای قوی فرو میریزند.)
سازهای استاد فرج الله نقاره هایی ظریف و کاسه هایی بزرگ با دهانه هایی گنبدی شکل که نشان از معماری ایرانی است داشته اند. طول کاسه به نسبت سازهای مدل یحیی حدود 3 سانتینتر کوتاه تر است و در عوض پهنای کاسه 3 سانتیمتر بیشتر ا ز کاسه های امروزی است.وآنگونه که در عکسها میبینید سازهای استاد فرج چندان هم پشت تخت بنظر نمیرسد و کاسه های گرد و قلمبه ای دارند به هرحال از همه الگوهای قدیمی اطلاع نداریم اما شاید استاد الگوهای دیگری هم داشته است.
از استاد فرج تارهایی با کاسه های یک تکه نیز موجود است (نمونه ای در دست آقای پوریا صفت موجود است ) امااینکه استاد فرج الله در تارسازی شاگرد چه کسانی بوده مشخص نیست اما قبل از ایشان تارسازانی چون ایوب خان و داوود خان مشهور بوده اند. واضح است که در آنزمان هم تار سازانی بوده اند اما همانند امروزه آنانی معروف میشده اند که مورد توجه وسفارش اساتید قرار میگرفتند. و استاد فرج الله از آندسته بوده است وتنها تار ساز مطرح زمان خود بوده است. تا جایی که ظل اسلطان پسر ناصرالدین شاه برای طرب خانه دربار سازی به او سفارش میکند.
اما اینکه امروزه هر ساز کج و کوله و قدیمی ناشناسی را ساز اوس فرج مینامند صحیح نیست.
درسمت راست و بالا نمونه مختلف از سازهای ساخت استاد فرج را در دست اساتید میبینید در پایین نیز یک الگوی قدیمی ازروی ساز فرج که البته سازنده معلوم نیست (احتمالا" عباس صنعت)
(این الگوهای قدیمی که به کاسه های میرزا عبداللهی معروف است امروزه در نزد سازندگان فراموش شده)
از شاگردان فرج یکی را میشناسیم که همان یحیای معروف است نام او هوانس آبکاریان و از ارامنه جلفای اصفهان است یحیی خان علاوه بر شاگردی استاد فرج نزد پدرش خاچیک نیز اصول نجاری و ساز سازی راآموخت هامبارسون تار ساز نیز دایی یحیی خان است که تارهای خوش صدایی از او به یادگار مانده است . یحیی خان مردی با سواد و در خانواده نسبتا" مرفهی بدنیا آمده او علاوه بر اینکه کارمند دولت بوده است به برخی زبانهای دیگر نیز آشنایی داشته است برادر یحیی خان نیز از کشیشان سرشناس ارامنه و اسقف جلفا بوده است. (برای مطالعه بیشتر در زندگی یحیی به نوشتار تینوش بهرامی مراجعه نمایید)
یحیی در ابتدای کار از الگوهای متداول آنروز که شباهتی به تارهای قدیم داشته متابعت میکرده است و الگوی استاد فرج الله را میساخته و طبیعتا" نه شاگردان میتوانستند الگوی استاد را نادیده بگیرند و نه اساتید تغییر الگوی تار را میپذیرفتندد بنا براین تارهای اولیه یحیی میبایستی شبیه به سازهای استاد فرج بوده باشد که در بالا نمونه ایی از این الگوهای قدیمی را با نمونه صدا آورده ایم این ساز که از الگوهای فرج میباشد از سالمترین تارهای قدیمی است و میتواند الگوهای قدیم تار را نمایش دهد که متاسفانه امروزه از بین رفته و سازندگان آنرا فراموش کرده اند.
به هر حال یحیی از مدلهای فرج الله آغاز کرد و یکشبه به طرح نهایی خود نرسیده اما بعدها که معروف تر شد توانست تغییراتی را در ساخت تار ایحاد نماید شاید تغییرات سیاسی و اجتماعی بعد از مشروطه و عصر رضا شاه خصوصا" باز شدن فضای موسیقی در این تغیرات موثر بوده است اکنون کنسرتهای موسیقی دیگر حتی در فضاهای باز ایجاد شده همچنانکه علیخان ظهیرالدوله کنسرتهای بزرگ انجمن اخوت را در باغ خود و علنا" با حضور مردم برگزار میکرد این فضاها صداهای پرطنین تر میطلبید و همچنین اساتید سفارشات مخصوصی برای ساخت تارهای خوش صدا وپر حجم تر میدادند همچنانکه موسیقی از پستوها بیرون میامد سازهای پر طنین تر و خوش صداتری میطلبید .
در عکسی که از کارگاه یحیی با حضور آقا حسینقلی و گروه نوازندگان موجود است عکسهایی از تار یحیی خان در دست نوازندگان دیده میشود که از سازهای اولیه بزرگتر و پرحجم تر مینماید خصوصا" تار دست جناب میرزا حسینقلی با نقاره بسیار بزرگتر از الگوهای متداول کاملا" مشهود است این سفارشات که احتمالا" به خواسته نوازندگان ساخته میشده صدای مطلوب را در میهمانیها و کنسرتهای پر جمعیت و همچنین ظبط برتر صدا را ایجاد میکرده است.امروز این سازهای اولیه یحیی را بعنوان سازهای بدون مهر یحیی میشناسند ابعاد دهانه کاسه و نقاره این تارها با سازهای بعدی ومهر دار یحیی یکی است اما حجم کاسه و نفاره بزرگتریا کوچکتراز الگوهای مهر دار میباشد.
همانگونه که در عکس میبینید اساتید همین سازهای بزرگ را هم روی سینه مینواختند چرا که این سازها با توجه به بزرگی از عمق نسبتا" کمتری برخوردار بودند که نوازندگی را بر روی سینه هموار میساخته
اما با عمیق تر شدن سازها در الگوهای جدید کم کم سازها بر روی زانو قرار داده شد اما آنگونه که در عمل بدست آمده است نوازندگی تار به هر دو شیوه هنور هم معمول است و بسته به حال و هوای ملودی گاهی نوازنده باید ساز را تنگ در آغوش کرفته و به خود نزدیک تر نماید. در نقاشیهای چهلستون اصفهان تار شش سیمه دیده میشود که در حالت نشسته نواخته میشود ودر برخی حجاربهای باستانی نوازندگان ایستاده ساز مینوازند ونیز اساتید ایرانی در عهد قاجار به هر دو شیوه تار مینواختند. وتوانایی نوازنده زمانی به اوج میرسد که بتواند تار را در هر دو حالت ایستاده و نشسته بنوازد.
تارهای مهر دار یحیی:
آنگونه که از نامه یحیی به مدیر روزنامه ناهید بر می آید یحیی در کار تار سازی وقفه هایی نیز داشته وپیوسته کار نکرده است او در نامه خود مینویسد:
...اوقاتیکه ناچارا" دست از حرفه خود کشیده و بنوکری دولت اشتغال داشتم در هر گوشه ایی که بودم حقیر را تشویق به اعاده شغل اولیه ام مینمودند حتی اخیرا" که در قزوین بودم سفارشات زیادی بحقیر رسید بقدری که مشتبه شده و یقین کردم که در روحیات جامعه تغییری حاصل و شاید ممیزی در اصل و بدل گردیده این بود که دست از یک لقمه نان راحت کشیده و با شوق مفرطی با تیشه بی پیر بجان تنه های درخت بارور توت و گردو افتادم ولی افسوس که تهران همان تهران سابق و حقیر هم در گوشه فراموشی باتلاف اوقات عزیز مشغول و بقول عوام، مردم هر گردی را گردو میدانند...
یحیی خان از سالهای 1322 قمری به بعد یعنی از سالهای 30 سالگی مهر خود را بر روی سازها حک میکرده است و از این سالها کم کم الگوی خود را نها یی کرده است این سازها تقریبا" به اندازه مناسب رسیده و دیگر به نام الگوی یحیی شناخته شده است تاریخهای مهر یحیی سالهای 1322-1340-1343-1345 و 1352 قمری میباشد (این تاریخها ممکن است تاریخ تغییراتی باشد که یحیی در ساز ایجاد میکرده است) از یحیی تارهایی با دو مهر نیز بر جای مانده است مهری زیر سیم گیر و مهری روی دسته و گاه مهری پایین دسته و مهری در بالا زیر دسته اما بعلت سفارشات فراوان بعدها شاگردان یحیی کارهای سخت چون خالی کردن کاسه را انجام میدادند و استاد مراحل دیگر را به انجام مبرسانده است یحیی علاوه بر طرح کاسه و نقاره زیبا که با عدد طلایی در ریاضی منطبق است (مثلا" دهنه 15 به قطر 25کاسه) هنرمندی خاصی در ساخت دسته تار داشته که بیشتر کارشناسان ساز اصل یحیی را از روی دسته و سر پنجه آن تشخیص میدهند ( چیزی که از چشم بدلکاران دور بوده است آنها بیشتر به کپی کردن کاسه و نقاره توجه داشتند وصتعت دسته را جا انداخته بودند همچون سازندگان امروز!)
گویند به وقت مرگ یحیی، کاسه های بسیاری تراشیده و ناتمام مانده بود که یکی از شاگردان او بنام محمد پوستی این سازها را تکمیل و با مهر یحیی فروخته است. همچنین سازهای بسیاری با مهرهای تقلبی بنام یحیی موجود است.(یحیی خان بر دامنه کوه صفه اصفهان مدفون است)
اما آنچه را باید گفت چه بپذیرند یا نپذیرند آن است که روحیه جوانمردی و درویشی و انسان دوستی یحیی بوده که همراه صنعت او به سازها روح میبخشیده نه آنکه امروزه بدلکاران پول پرست میپندارند. و میلیمتر به میلیمتر اندازه ها را در نظر میاورند اما گذشت یک تومان را ندارند آری نوازندگان و سازندگانی ماندگار شدند که درویشی بر توانگری اختیار کردند با خدا و خلق دوستی ورزیدند آنها در دل مهری و در چشم اشکی داشتند از اینرو صدای ساز آنها تنها خوش صدا نبود بلکه ملکوتی و آسمانی بود. وگرنه از کجا خشک جوب آوای دوست یرمی آورد؟!
نه هر که چهره بر افروخت دلبری داند نه هر که آینه سازد سکندری داند
هزار نکته باریکتر زمو اینجاست نه هر که سر بتراشد قلندری داند. حافظ

بربط:

بربط سازي است ايراني که از عهد باستان در ايران وجود داشته و در زبان فارسي به آن رود يا شاهرود هم گفته مي شده ولي پس از قبول دين اسلام از طرف اکثريت ايرانيان و تاثير فرهنگ و هنر ايراني بر فرهنگ عرب بربط يکي از سازهاي اصلي موسيقي عرب شد که در زبان عربي به آن عود يا مرهر يا کران مي گويند.
در اين زمان عود به معناي ترکه چوب نازک و چوب مي باشد.
هنرمندان و صنعت گران ايراني که براي ساختن کعبه به مکه آمده بودند بربط و طرز نواختن آن را با خود به آن مکان مقدس بردند و ابن سريج يکي از نوازندگان و موسيقي دانان بزرگ و به نام آن روز عرب بربط را که انواع گوناگون داشته از ايرانيان به عاريت گرفت و اولين شخصي بود که موسيقي عرب را با اين ساز ايراني اجرا کرده است. اين ساز سابقا 4 سيم داشته که زرياب در اندلس سيم پنجمي به آن اضافه مي کند. زرياب کبير يکي ديگر از نوازندگان بزرگ بربط همان زمان که در دربار هارون الرشيد بود با نوع آوري و ابداعات و ابتکارات خاص خود تغييراتي در عود داده بود.با اين حال عود ساخت او با آن که مساوي سازهاي ديگر بود از همان چوب ساخته مي شد از لحاظ وزن حدود يک سوم وزن عودهاي معمولي سنگين تر بود .سيم اول عود وي از ابريشم بافته مي شد که از تار سازهاي همکاران و رقيبانش بسي بهتر بود. سيم هاي دوم و سوم و چهارم سازش را از روده بچه شير مي تافته.عود چهار سيم را عود قديم يا عود کلاسيک مي ناميدند.عود کامل با پنج سيم که براساس گام سيتماتيسها پرده بندي مي شده.
اعراب کوک نوع ايراني را براي کوک کردن سيم ها در حالت آزاد عود قبول کرده اند(لا ر سل دو)
*

نی – که قدیمی ترین ساز بادی است و در ایران سه نوع آن مورد استفاده قرار می گیرد :
1 ) نی کوتاه و با قطر نسبتا کلفت که سازی است محلی و با آن آهنگهای محلی را اجرا می کنند و دو نوع صدا ازآن اخذ میشود :
- بم که در آن نوازنده از صدای خود کمک می گیرد و دو رگه است .
- صدای زیر که یک اکتاو با بم اختلاف دارد و گاهی نوازنده دو صدا را با هم مخلوط می کند .
این نوع نی معمولا دارای 7 بند است که 5 سوراخ روی آن و یکی در پشت آن قرار دارد و طول آن معمولا 30 تش 33 سانتی متر و قطر آن تقریبا 5/2 سانتی متر است و در اکثر نقاط ایران وجود دارد .
2 ) نی بلند که در قدیم به نای خرک معروف بوده و شاید به خاطر بلندی ، به این نام معروف شده .
این نی تقریبا بلند ترین نوع نی است که صدای بسیار بمی دارد و در قدیم صدای حالت دست بسته آن را با صدای سیم بم عود یکی می دانستند .
این نوع نی دارای 5 سوراخ است که 4 سوراخ روی آن و یکی در پشت آ» قرار دارد و به درستی نمیتوان گفت دارای 7 بند است . طول این ساز بین 70 تا 80 سانتی متر است و قطر دهنه آن تقریبا 5/2 سانتی متر می باشد .
صدای بسیار بم و سوزناکی دارد و در بین مردم این نی و نی کوتاه اصطلاحا به نی چوپانی معروف اند .
3 ) نی 7 بند ، نوع سوم نی هفت بند است که جزء سازهای موسیقی اصیل می باشد ، ساختمان آن تقریبا تثبیت شده است و روی آن 5 سوراخ و پشت آن یک سوراخ دارد .
ایت ساز را معمولا با دندان می نوازند ، لیکن نوازندگانی هستند که آنرا با لب می نوازند و نواختن این ساز را با دندان جزء ابداعات نایب ادالله می دانند که به احتمال قوی این طرز نواختن قبل از وی نیز رایج بوده . بدین ترتیب که سر آنرا در دهان بین دندانها می گذارند و هوا را بدون واسطه به داخل نای می دمند .
برای دمیدن در نی باید از نفسی که در داخل ششها اندوخته می کنیم استفاده شود. سر نی را باید وسط دندان پیشین قرار داد و بعضیها بر حسب عادت نی را میان دندان نیش و پیشین می گذارند که حالت اول اصولی تر است ، به خاطر اینکه هوا مستقیم وارد نی می شود در هر دو صورت ، زبان باید روی نی قرار گیرد .
نی 7 بند دارای چهار وسعت صوتی به قرار زیر است :
بم – اوج – غیث – پس غیث ، نوازندگان پر تجربه دو نوع بم را اخذ می کنند که یکی بم قوی است و صدای دو رگه وبسیار سوزناک ودلنشینی دارد که برای این صدا به نفس بیشتری احتیاج است و هنگام نواختن برای این صدا نی را باید با زاویه باز تری نواخت و دیگری صدای بم نرم است که زاویه نی را باید بسته تر از بم قوی گرفت و با نفس کمتری در آن دمید .
با نی میتوان ویبراسیون، نت های مقطع ، تریل ، نگاهداشتن نت پایه و ملودی پردازی ترمولو را اجرا کرد.
سه تار از سازهای زهی مضرابی است که در ساخت آن از چوب، فلز، زه یا نخ نایلون استفاده میشود
سهتار و انواع سازهای شبیه بهآن مانند دوتار و تنبور و چگور در نواحی مرکزی آسیا و خاورمیانه رواج داشتهاست. برخی از جمله عدهای از عرفا به آن «اوتار» نیز میگویند.
شکل ظاهری این تار مانند تنبور است با این تفاوت که دارای کاسهای کوچکتر میباشد. سطح کاسه سه تار چوبی است.
سه تار امروزی چهار سیم دارد. این ساز با ناخن انگشت اشاره دست راست نواخته میشود. سه تار سازی است که هم بهصورت تک نوازی و هم در گروه نوازی ها مورد استفاده قرار میگیرد.
وسعت سه تار نزدیک به 3 اکتاو است. سه تار را از خانواده تنبور قلمداد میکنند و امروزه در مقایسه به تار نردیکتر است و معمولا نوازندگان تار با ساز سه تار نیز آشنایی دارند.
این ساز در حالت نشسته به صورت افقی روی ران پا قرار میگیرد به نحوی که دسته آن در طرف چپ و کاسه آن در طرف راست نوازنده باشد.
نوازنده سر انگشتان دست چپ را روی پردههای (دستان) دسته حرکت میدهد و با ناخن انگشت سبابه دست راست بر زخمه میزند. سه تار را به علت سبکی وزن ایستاده هم مینوازند.

قسمتهای مختلف سهتار:
سهتار در گذشته سه سیم (تار) داشته و اکنون چهار سیم دارد (البته سیم سوم و چهارم آن نزدیک به هم قرار دارند و همزمان نواخته میشوند و مجموعهٔ آن دو رامعمولاً سیم «بم» مینامند).
با گذشت زمان کسانی چون ابونصر فارابی، ابوعلی سینا، صفی الدین ارموی و از متأخران ابوالحسن صبا لزوم افزایش یک سیم دیگر (این سیم از نظر تاریخی سیم چهارم است ولی سیم سوم خوانده میشود) به این ساز را درک کرده و سه تارهای امروزی دارای چهار سیم هستند.
سیم سوم سه تار به سیم مشتاق معروف است و به روایتی از ابوالحسن صبا این سیم را نخستین بار درویشی به نام مشتاق علیشاه به این ساز افزوده است.
سه تار دارای صدایی مخملین و ظریف بوده از آنجاییکه که با کنار ناخن انگشت سبابه دست راست نواخته میشود، صدای ساز ارتباط مستقیمی با اعصاب و روان نوازنده پیدا میکند و از این رو سه تار را اغلب همدم اوقات تنهایی میدانند.
میرزا عبدالله، درویش خان، ابوالحسن صبا، احمد عبادی، نور علی برومند، یوسف فروتن، سعید هرمزی، داریوش صفوت، جلال ذوالفنون، محمدرضا لطفی، حسین علیزاده، داریوش پیر نیاکان، عطا جنگوک، داریوش طلایی، کیوان ساکت، مسعود شعاری، حمید متبسم، کیهان کلهر، محمد فیروزی، کیا طبسیان، امیرحسین پورجوادی، قشنگ کامکار از جمله سه تار نوازان برجسته کشورمان هستند.
کیتارو آهنگ سازی از جنس مرغان دریایی

دهقانان کوهپایه های فوجی یاما، اکنون 25 سال است که در آگوست هر سال در آن شبی که ماه کامل است، از شامگاه تا سپیده دم را با صدای «تایکو» (طبل بزرگ ژاپنی) به صبح می رسانند. طبق سنتی ژاپنی، تایکو نوازی نوعی ادای نذر است. تایکونوازی ماه آگوست در معبد بودایی «ایکه گامی هونموجی» نیز ادای نذر مردی است به نام Takahashi Masanori که در تمام جهان با نام Kitaro شناخته می شود.
او برای شکرگذاری از مادر زمین (طبیعت)، سالی یک شب طی مراسمی که ژاپنی ها آنرا فستیوال ماه کامل می نامند تا صبح بر تایکو می کوبد. آنقدر می کوبد و می کوبد که اغلب از دستانش خون جاری می شود، اما صدای طبل هرگز تا طلوع آفتاب قطع نمی شود.
کیتارو که امسال 55 ساله می شود، فرزند زوجی کشاورز است. خود می گوید: «من فرزند مزارع برنجم. طبیعت همواره با من حرف می زند. گاهی اوقات صدایم می زند: کیتارو! این گوشه را نگاه کن. و من گلی را در کوهپایه می بینم و دوباره به من می گوید حالا وقتش هست که از این منظره عکس بگیری. هر آهنگ من، عکسی از یک چشم انداز است.
او از کودکی متوجه می شود که با دهقانان اطراف خود متفاوت است و همیشه در سرش صدای موسیقی می شنود. پس گیتاری می خرد و بدون معلم با روش سعی و خطا، گیتارنوازی می آموزد. به گفته خودش او که هرگز معلم نداشته، آموخته است که تنها به گوش ها و احساسات خود اعتماد کند.
باورش دشوار است ولی یکی از بزرگترین آهنگسازان جهان، سواد موسیقی (به مفهوم کلاسیکش) ندارد. او می گوید: «من هرگز تحصیل نکرده ام. من نمی توانم نت های موسیقی را بخوانم یا بنویسم. اما انگشتانم حرکت می کنند و من متعجب می شوم که این موسیقی از کجاست؟ من آهنگ هایم را می نویسم ولی در واقع آنها متعلق به من نیستند. »
همین آوای درونی او را بر آن می دارد تا پس از پایان دبیرستان، قید شغلی را که پدر و مادر برایش در شرکتی محلی دست و پا کرده بودند، بزند و راهی سفر به شهرهای بزرگ ژاپن شود، شاید بتواند در آنجا موسیقی را به حرفه خود تبدیل کند.
اطاعت نکردن از پدر باعث می شود حمایت خانواده را از دست بدهد. برای پدر سنتی ژاپنی، این تصمیم چیزی نیست جز رها کردن «شغلی آبرومند» و به دنبال «مطربی» رفتن. پدر تقریبا از خانواده بیرونش می اندازد.
کیتارو برای نخستین بار طعم آوارگی و سفر را می چشد. اما این آخرین بار نخواهد بود. هرچند که سفرهای بعدی اش خودخواسته و «زیارت گونه» اند. کیتاروی جوان در ابتدا مجبور می شود در رستوران های توکیو و یوکوهاما گارسونی کند. اما کم کم به دلیل تجربه اش در نواختن چند ساز مختلف می تواند در کلوپ های شبانه به عنوان نوازنده استخدام شود.
خودش اعتقاد دارد دو تصادف باعث موفقیتش شد. وقتی گروه کوچک دبیرستانی شان قصد برگزاری چند کنسرت را داشته است، ابتدا طبال و بعد نوازنده گیتار باس گروه به فاصله کمی از هم تصادف کرده و مجروح می شوند. به این دلیل او به عنوان رهبر گروه، مجبور می شود به سرعت نواختن هر دو ساز را یاد بگیرد تا در کنسرت هایشان وقفه ای ایجاد نشود.
همین تبحر در نواختن چند ساز است که دست آخر در کلوپ های شبانه به دادش می رسد. همان استدلال کهن شرقی که هیچ تصادفی بی دلیل نیست.
پس از مدتی کیبوردنوازی در کلوپ های شبانه با ساز جادویی «سیتی سایزر» آشنا می شود و این نقطه عطفی برای او و حتی موسیقی جهان است.
او متوجه می شود که این ساز نوظهور، قابلیت باز تولید اصوات طبیعی را دارد. کیتارو گمشده اش را یافته است. این اولین قدم برای آفریدن ترانه هایی است که از آواهای طبیعی سرشارند.
امروزه او جزو بینانگذاران این نوع از موسیقی به شمار می رود. آواهای طبیعی هنوز هم جزو جدانشدنی آهنگ های اوست. نزدیکی به طبیعت بخشی از فرهنگ ژاپن است. فرهنگی که کیتارو بر از دست رفتنش حسرت می خورد: «مردم ژاپن دیگر علاقه ای به این فرهنگ کهن ندارند. آنان رابطه جادویی خود را با طبیعت از دست داده اند و به همین جهت اکثریتشان افسرده شده اند.»
پس از مدتی کار با سیتی سایزر به گروه «خانواده خاور دور»می پیوندد و با آنان در سراسر اروپا کنسرت می دهد. از آنجا که قرار است او هم چون زائران شرقی از هر سفر پربارتر بازگردد، در تورهای اروپای اش زیر و بم کار با سیتی سایزر را می آموزد.
بالاخره در سال 1946 حس می کند که آماده ساختن نخستین آلبوم خود است. «سیاحت غرب» را به پایان رسانده و برای کشف و شهود، «زیارت شرقی» اش را آغاز می کند.
کیتارو یک سال تمام را در چین، هند، تایلند و لائوس سفر می کند. وقتی به ژاپن برمی گردد، کاملا آماده است. گوش هایش پر است از آواهای رود گنگ، یانگ تسه و جنگل های جنوب شرق آسیا و چشمانش، رنگین از خاطره معابد، درختان و شهرهای ممنوعه.
در سال 1977 در آلبوم نخستش «داستان ماه تمام» و «Ten Kai» را منتشر می کند.
پس از موفقیت آلبوم ها و اجرای چند کنسرت، تلویزیون NHK برای ساخت موسیقی سریال مستندی که در دست تهیه دارد، به سراغ او می آید. نام سریال «جاده ابریشم» هست. کیتارو سفر دیگری را آغاز می کند. به بعضی از کشورهای مسیر جاده سر می کشد و آنچه را می بیند، در موسیقی اش نشان می دهد.
نمایش سریال و انتشار آلبوم آن، موجی از شهرت و محبوبیت بین المللی را به همراه دارد. بسیاری از بزرگان موسیقی با او برنامه مشترکی اجرا می کنند. و جوایز گوناگونی به سویش سرازیر می شود. مهمترین افتخارات او تاکنون، دو بار بردن جایزه Grammy و یک بار جایزه Golden Globe و ساخت موسیقی فیلم «بهشت زمین» برای الیور استون است.
کیتارو اما بی اعتانا به شهرت و محبوبیتش، هم چنان تواضع ژاپنی خود را حفظ کرده است: «من تنها یک پیام رسانم. محرک اصلی من طبیعت است… در واقع این موسیقی از جایی بیرون ذهن من می آید: از بهشت، وارد بدنم می شود و از درون انگشتانم هنگام نواختن بیرون می آید. گاهی اوقات خودم هم متعجب می شوم که این آوا از کجاست؟»
کیتارو موفقیت های تجاری هم داشته است. از حدود 30 آلبومی که تاکنون منتشر کرده، بسیاری از آنها جزو پرفروش ترین ها بوده اند. برای مثال از آلبوم «روشنایی یک روح» تاکنون در آمریکا 2 میلیون نسخه به فروش رسیده است.خودش دلیل موفقیت هایش را تنها و تنها نزدیکی به طبیعت می داند. او اکثر آثارش را در استادیوی شخصی اش در کوهپایه های آلپ ژاپن نواخته و ضبط کرده است: «بدون زندگی در کوهستان نمی توانم آهنگ بسازم… برای من بعضی آواها شبیه ابرند و بعضی شبیه آب.»
شاعرانه حرف زدنش شاید به دلیل حضور همیشگی در طبیعت باشد. به هر حال، شاعرانگی در تمام جنبه های آثار او موج می زند.
مثلا وقتی آلبوم موفق «آسمان بهشتی» را به پایان رساند، به دنبال آوایی می گشت تا سمبل نام آلبوم باشد. عاقبت با انتخابش نشان داد که شاعر است. این آلبوم با صدای خنده فرزند نوزادش آغاز می شود. این همان صدای «آسمان بهشتی» است.
کیتارو هنوز همان کودک ایستاده در برنج زار است که به صدای وزش نسیم گوش می داد. موسیقی او تلاش برای درک رازهای طبیعت است. بوداییان می گویند: رودخانه هر لحظه نو می شود، هرچند برای گوش های زنگار بسته ما، صدای رود همیشه تکراری است.
کیتارو با پخش آواهای طبیعی در طول آهنگ هایش، ما را به دقت در این تکرار ظاهری و کشف مجدد طبیعت فرامی خواند:
«امروز مردم فقط به چیزهای قابل رویت عقیده دارند. ولی من هنوز باورم را به آنچه دیده نمی شود، از دست نداده ام.»
او می خواهد این بار به خاطر طبیعت، دو بار دست به سفری نو بزند. سفری طولانی و 5 ماهه از سانفرانسیسکو تا واشنگتن. در این راهپیمایی بزرگ، نوازندگان و خوانندگان سرخپوست او را همراهی خواهند کرد. آنان در طول مسیر برای صلح، عدالت و توجه دادن مردم به وضعیت محیط زیست می نوازند و می خوانند:«در زیر باران و برف و از روی کوه ها و میان تندبادها و قلب گرما و سرما راه می رویم که به همگان بیاموزیم همه چیز در زندگی مقدس است. آخرین قدم های این سفر را در حالی روی زمین خواهیم گذارد که کودکان، پیران و مردمانی از سراسر نژادها در کنارمان راه می روند.»
او باور دارد که موسیقی وسیله اتحاد نژادهاست. اندکی قبل از 11 سپتامبر در یکی از سفرهای پرشمارش به کنار مرز چین و افغانستان که منطقه کویری است، می رود تا به رایگان برای افغان های کنار مرز بنوازد. او گفت که می داند مردم اینجا به شدت فقیرند، اما آنها هنوز زنده اند و حق لذت بردن از زندگی را دارند. شاید که موسیقی، قلب هایشان را تسلی دهد.
اما بزرگ ترین سفر او پس از 11 سپتامبر آغاز می شود. وقتی که یکی از دوستانش را در یکی از آن برج های دو قلو از دست می دهد: «پس از تماشای آن وحشی گری، فکر کردم تنها جان های پریشان دست به چنین خشونتی می زنند. آنها تنها با خشونت می توانند وجودشان را به رخ بکشند.»
از خود می پرسد که او چه می تواند بکند و برای یافتن پاسخ چند ساعتی غرق مدیتیشن می شود. در خلسه عمیق چیزی در گوشش زنگ می زند: صدای ناقوس های معابد Shingon .
1100 سال پیش، راهبی بودایی به نام Ku-Kai در جزیره شیکوکوی ژاپن، 88 معبد بنا نهاد که به نام معابد شینگون مشهورند. از آن زمان تاکنون روزانه هزاران هزار زائر از تپه ها بالا می روند تا ناقوس های این معابد را به صدا درآورند. هر کس برای زیارتش دلیلی دارد. هرکس از چیزی رنج می کشد، اما در نهایت همه یک هدف دارند: کسب آرامش.
آنانکه از تپه ها بازمی گردند، معتقدند که پس از شنیدن صدای ناقوس، به آرامش رسیده اند. بسیاری از آنها در مصاحبه هایشان گفته اند پس از شنیدن صدای زنگ، تازه فهمیده اند که زندگی شان تاکنون سراسر اشتباه بوده و اکنون می خواهند که تغییرش دهند. اکثر زائرانی که صدای ناقوس ها را شنیده اند، یک جمله را تکرار می کنند: خودم را پیدا کردم.
حالا کیتارو، این آهنگساز همیشه زائر، می خواهد تمام جهان را در صدای ناقوس ها شریک کند. او هم معتقد است که در صدای آنها چیزی است که آدمی را آرام می کند و امید دارد که آرامش درونی حاصل از گوش دادن به این آوا، قدمی در راه صلح جهانی باشد.
او از 4 سال پیش تاکنون، وسایل صدابرداریش را به زحمت از تپه ها بالا کشیده و صدای ناقوس ها را ضبط کرده و با این صداها آلبومی آفریده به نام سفر مقدس ku-kai . در معرفی این آلبوم نوشته شده است: « این آلبوم من برای کسانی است که رنج می کشند و کسی را صدا می زنند.»
کسانی که کیتارو را از نزدیک دیده اند، می گویند که انگار خود او آرامشی را که در آهنگ هایش به دیگران وعده می دهد، یافته است. زمانی خبرنگاری از وی پرسید:«من همیشه شما را آرام دیده ام. این آرامش ناشی از چیست؟ آیا تاثیر موسیقی است؟»
کیتارو پاسخی به غایت بودایی به او داد:« می دانید، آرامش من از آنجا سرچشمه می گیرد که خودم را با آن گدایی که در خیابان های کلکته گدایی می کند، برابر می دانم.»
کسی نمی داند که آیا او پس از سفر آرامش بخش ku-kai مجال سفرهای دیگری را نیز خواهد داشت؟ آیا اینکه وقتی هنوز محصلی دبیرستانی و در آغاز راه بود، نام اولین گروه موسیقی زندگی اش را «مرغ دریایی» نهاد، تصادفی است؟ از همان جنس تصادفاتی که «یونگ» آنها را «تصادفات بامعنی» نام نهاده است؟ یا اینکه از آغاز می دانست که سرنوشتش توام با سفر است…
و مهم ترین سوال اینکه سفرهای این مرغ دریایی مهاجر، کجا به پایان خواهد رسید؟ شاید در بهشت. همان جایی که خود بارها گفته:« از آنجا آوایی می شنود.»
گونهای موسیقی عامه پسند که در دهههای ۵۰ و ۶۰ میلادی در امریکا با نام راک اند رول شکل گرفت و از نظر تأثیرات اجتماعی و گستردگی شنوندگانش در بین انواع موسیقی بیهمتا است. نام راک کوتاه شده عبارت راک اند رول است و از فعل to rock در زبان انگلیسی به معنای جنباندن و تکان خوردن میآید. از اواخر دهه ۱۹۶۰ میلادی نام راک اند رول صرفاً به موسیقی دهه ۵۰ و ۶۰ اطلاق شده ولی نام راک همچنان بهعنوان نام فراگیر این گونه (که شامل راک اند رول هم میشود) بهکار میرود. این موسیقی در بلوز ریشه دارد.
سبک های موسیقی راک
1-راک اند رول 2-پاپ راک 3-سافت راک 4-گرانج 5-الترناتیو راک 6-هارد راک 7-پانک راک
8-تنوع های موسیقی راک در دهه 90 9-بریت پاپ 10-متات
راک اند رول : راک اند رول که یکی از سبکهای تأثیر گذار و متداول در موسیقی راک است، روندی غیر قابل پیش بینی را طی کرده در ابتدا زمانی که راک بازها موسیقی کانتری و بلوز را با هم تلفیق کردند، راک دارای مشخصههای بارزی مثل انارشیسم بود ولی بعدها با گذشت زمان، این مشخصه نادیده گرفته شد و این نوع موسیقی به سمت کسب مهارت و ایجاد تحول رفت. از موسیقی پر انرژی Chuck Berry گرفته تا هارمونیهای زیبای بیتلز و همه در گروه راک اند رول قرار گرفت. اما راک اند رول جذابیت موسیقیایی خودش را فقط برای چند سال حفظ کرد. با گوناگونی بسیاری که در سبکهای مختلف راک به وجود آمد، به قول بعضی از متخصصین هسته اصلی راک از هم پاشید.
پاپ راک : پاپ-راک یکی از عمده ترین شاخههای موسیقی محسوب میشود که به طور کلی به هر نوع موسیقی پاپ ساخته شده پس از دوران جذب راک اند رول به پاپ، Pop rock میگویند. از ویژگیهای این سبک ملودیک و گیرا بودن موسیقی آن است. از گروه های مشهور فعال در این سبک میتوان به Everly brothers، مدونا و Rowed House اشاره کرد
سافت راک : گرچه سبک سافت راک در اوائل دهه هفتاد پایه گذاری شد اما زمزمههای آن از اواخر دهه شصت آغاز شده بود. سافت راک موسیقی ملایمیست که بیشتر تکیه بر خواننده و ترانه سرا دارد تا نوازنده؛ تجاری نگاه کردن به موسیقی یکی از ویژگیهای این سبک است.
سافت راک تا حدی متمایل به پاپ-راک است اما با فضایی ملایمتر و نرمتر. گروههایی مثل کارپنترز و شیکاگو تکیه بر موسیقی ساده و ملودیک داشتند و در طول حیات خود با تهیه کنندگان مختلفی هم کار کردند. در طول دههٔ هفتاد، سافت راک بازار موسیقی را تحت تأثیر خود قرار داد و به طور جدی موسیقی تلفیقی هم عصر خودش را دچار دگرگونی کرد
Grunge : سبکی که اوج درخشش اون در دهه ۹۰ اتفاق افتاد و تبدیل به محبوب ترین سبک هارد راک این دهه شد و این درخشش نتیجه خلاقیت Kurt Cobain و بقیه اعضای Nirvana بود. سبکی که از دل Black Sabbath برخاست و حاصل ترکیب موسیقی punk و Heavy metal بود و البته گرایشش بیشتر به سمت پانک بود تا Heavy metal؛ بخصوص در انتخاب اشعار و نوع اعتراض موسیقیاییش. اما در نحوه نواختن ریفها به Heavy metal شباهت بیشتری داشت. این سبک دارای دو نسل و دورهٔ مشخص است: نسل اول شامل گروههای Green River، Mud honey میشه که این موج هنوز هم ادامه داره و ریفهای آن سنگین تر و خشن تر از ریفهای دورهٔ دومه. مشهور ترین گروه از موج دوم Nirvana است که موسیقی آن ملودیک تر از سایر گروههای Grunge است و مهمترین ویژگی ان stop-start زیاد ان است
الترناتیو راک : یکی از شاخههای راک است که تمام گروهای (Post Punk) را از اواسط دهه هشتاد تا اواسط دهه ۹۰ تحت تأثیر خودش قرار داد و شامل سبکهای گوناگونی میشود: از ملودیهای زیبای Jangle Pop گرفته تا ملودیهای خشن و یک نواخت.
پانک راک : اعضای پانک عقاید آزادیخواهانه شان را از طریق هنرهای مختلف ابراز میکنن، که مهمترین اونها موزیک ه. همچنین نقاشی، شعر، و داستان کوتاه. پانکها از این طریق از خلاقیتشان برای به نمایش گذاشتن نارضایتیشان از ظلمها و استبداد حاکم بر جامعه، استفاده میکنند. موسیقی پانک دارای Lyricهای خشمگین و تند و سریعیست، در مورد مدرسه((Academy، ناخشنودی از شرایط اجتماعی، ارتباطها ((relationships، و مسائل خانوادگی. یکی دیگر از مشخصات این سبک اینست که بعضی از آهنگهایش به کوتاهی ۲ دقیقهاست. ولی حتی در این زمان کم، آهنگهایش میتواند حس خواننده را منتقل کنند- که این آهنگها معمولاً خشم و عصبانیت را نشان میدهند. هدف این موزیک شوک آوردن، اهانت کردن، و حمله کردن به دیدگاههای عام است!
اشعار پانک بیشتر به محکوم کردن طبقهٔ اشراف انگلیس و بی صداقتیشان، و همینطور به اعتراضهای ناامیدانه و خشونت بار بر مسایل و مشکلات اجتماعی، میپرداخت. در سال ۱۹۷۶، مدیر گروه The Sex Pistols، مصاحبهای با BBC ترتیب داد، که در آن اعضای The Sex Pistols عقایدشان را رک و راست، و در خیلی از مواقع توهین آمیز به عموم ابراز کردند. در پی این مصاحبه وزیر آموزش و پرورش انگلیس و هیات مدیرهٔ هنر لندن، مخالفتشان را با پانکها نشان دادند و به مردم ”قول دادند“ از پانکها جلوگیری کنند!!
متال : یکی از زیرشاخههای اصلی راک ، سبک متال است که امروزه خود به عنوان یک شاخهٔ اصلی شناخته میشود.از موسیقی متال که به علت خشنبودن آواها به این نام خوانده میشود، به خودی خود زیر شاخههای متعددی منشعب شدهاست. دههٔ هشتاد میلادی دوران شکلگیری کاملتر و تعالی این سبک به حساب میآید. یکی از گروههای شاخص دههٔ هشتاد گروه امریکایی متالیکا با سبک هوی متال را میتوان نام برد. موسیقی متال میخواهد در اشعارش اعتراض را به گونه مستقیم بیان کند.اولین گروه سبک متال بلک سبت با خوانندگی جان آزی آز بورن میباشد

سنتور یکی از قدیمی ترین وکامل ترین ساز های ایرانی است. این ساز به صورت جعبه ای مجوف از جنس چوب که به شکل ذوزنقه متساوی الساقین می باشد ساخته شده و در شکل معمول خود برصحنه رویی آن دو دسته خرک 9 تایی قرار دارد که از روی هر خرک چهار رشته سیم می گذرد که به صورت هم صدا کوک می شوند .
این ساز به وسیله 2 عدد مضراب چوبی نواخته می شود .
واژه سنتور در اصل کلمه ای است آرامی که ریشه در فرهنگ و زبان سانسکریت دارد .(زبان پیشیان ایرانیان) این واژه از دو بخش تشکیل شده است : سان و تور
سان به معنی صد که در فرهنگهای کهن نماد تعداد زیاد می باشد.
تور به معنای همان تار یا رشته سیم .
بنابراین واژه سنتور به معنی صد تار می باشد یعنی سازی که بیشترین تار روی ان کشیده شده است ابوالحسن علی بن حسین مسعودی (متوفی به سال 346- ه. ق) مورخ مشهور ونوینده کتاب (مروج الذهب) در شرح اوضاع موسیقی در زمان ساسانیان هنگام نام بردن از آلات موسیقی متداول آن زمان واژه سنتور (سنطور ) را می آورد و سابقه این ساز را حداقل به دوران ساسانیان می رساند. در کتابهای قدیم و تالیفات ابونصر فارابی و ابن سینا نیز نام «سنتور» چندین بار آورده شده .
سنتورسل كوك ازچوب گردو ساخت حامد فندرسكی
سنتور که بدون شک یکی از ساز های قدیمی مشرق زمین است تصویر آنرا می توان از زمان آشوریها و بابلیها در حجاریها و نقاشیهایی که بر روی دیوار یا سنگها ترسیم شده است مشاهده نمود. اکنون که این ساز احتمالا حدود یک قرن ونیم است که در ایران دوباره رواج پیدا کرده است سبکهای محکم و در عین حال ظریف وحساس استادان بزرگی را چون محمد صادق خان سماع حظور، حبیب سماعی ، ابوالحسن صبا ونور علی خان برومند را پیوسته در طنین خود برای ما محفوظ می دارد .
یك جفت مضراب سنتورساختحامد فندرسكی
سنتور در فرهنگ های دیگر:
همانطور که گفته شد شواهد ومدارک همه دلالت بر این دارند که سنتورساز اصیل ایرانی است و چون طلوعی از مشرق دمیده و در غرب به سرخی گرائیده است و همچنین محققین ثابت کرده اند که این ساز از ایران به سایر کشورها برده شده و در هر کشوری بنا به نیازهای فرهنگی آن ملت تغیرات در آن پدید امده است .
حتا در خود ایران معاصر هم در مواردی به غیر از اجراهای ردیف نوازی تغییراتی در آن صورت گرفته است مانند سنتور کروماتیک، سنتور دو طرفه و غیره ...
در عراق، مصر، هند، چین و در بسیاری از کشورهای اروپای شرقی سنتور را با شکلهای مختلف تغییرات متنوع وشیوه های گوناگون در نوازندگی مشاهده می کنیم.
در متون انگلیسی سنتورها را با نام « دالسیمر»(dulcimer) ، کشورهای اروپای شرقی با نامهای سیمبال (سیمبالوم) وچمبالوم ( cimbalom- zimblum) و در چین با نام «یانگ کین» ( Yank – kin) و در آلمان به نام « هک پرت» (Hekperrt) و ردر عربی با نامهای « سنطور » و «سنطیر» و در برخی مکانهای دیگر به «پسالتری» ( psaitry) نامیده شده و معروف است .
کلاویکورد، هاریسیکورد، کلاوسن و بالاخره پیانو clavier- pianofoter هم شکل تغییر یافته همین ساز قدیمی است .
سنتورسل كوك ساخت حامدفندرسكی
جایگاه سنتوردربین سازهای دیگر:
به طور کلی درتقسیم بندی های قدیم سازهای موسیقی به سه نوع زهی، بادی وکوبه ای شده اند چنانکه سازهای زهی را کاملا « ذوات الاوتار» ساز های بادی را «ذوات النفح» و سازهای کوبه ای را « طاسات » و «کاسات» نامیده اند
البته همانطور که ذکر شد این تقسیم بند به صورت کلی است واگر سازهای موسیقی با دقت بیشتری طبقه بندی کنیم می توانیم آنها را به پنج دسته تقسیم نمائیم:
1- آلات ذوات الاوتار مطلقات – سازهایی که سیمهای ان مطلق وازاد است .
2- آلات ذوات الاوتار مفید است– سازهایی که سیم های آن در قید انگشتان باشد .
3- آلات ذوات الاوتار مجرورات– سازهایی که صدا دهی آن با کشیدن آرشه روی سیم به وجود می آید.
4- آلات ذوات النفح– سازهایی که صدای آن از دمیدن با دهان تولد می شود .
5- کاسات و طاسات و الواح– کاسه های مسی و یا هر چه که پهن باشد .
هم چنانکه از مقام های بی شمار تنها گروهی اندک شایسته انتخاب برای موسیقی دستگاهی می شوند از سازهای گوناگون نیز تنها تعدادی اندک مناسب فضای موسیقی ردیف دستگاهی دانسته و آنها را برای اجرای موسیقی ردیف با ویژگی های ان به کار گرفته اند .
سرانجام ایرانیان برای اجرای موسیقی ردیف چنین سازه هایی را برگزیدند:
تار و سه تار را برای آلات ذوات الاوتار مقیدات شامل: عود قدیم،عود کامل، طرب، شش تار، طرب رود، طنبور شروانیان ، طنبور ترکی، روح افزای، قوپوز ، نای طنبور، رباب، رودخانی، یک تای، ترنتای تخته العود، شدرغو، اولوق کوک، پیپا، شهرود .
سنتور را برای آلات ذوات الاوتار مطلقات، مانند :
مغنی، چنگ، ایرکی، قانون، ضج، یاتوغان
کمانچه را برای آلات ذوات الاوتار مجرورات ،مانند :
کمانچه، غژک، رباب
نی را برای آلات ذات النفخ مانند : نای سفید،زمر، نای بلبلان، نای، سرنا، سیه نای، جارو، بورغو، نفیر و باق، و همچنین برای سازهای بادی آزاد بدون سوراخ بر روی بدنه آن مانند : جچیق و ارغنون.
سنتور سل کوک :
سنتور باستانی دارای 12 وتر بوده که با زیر و بم آن شامل 24 وتر شده است و این همان تعداد وترهای سازهای ذوات الاوتار مطلقات می باشد که چنگ ومنحنی از آن جمله است و عبدالقادر مراغی در مقاصد الحان از آن نام می برد .
اما سنتور امروزین دارای 9وتر (خرک ) است که با زیر و بم آن شامل 18 وتر می شود و با استفاده از پشت خرک های سیم های سفید تعداد وترهای آن به 27 می رسد که در اجرای موسیقی 24 وَتَر آن مورد استفاده قرار می گیرد. هر وتر سنتور چهار سیم دارد که هم صدا كوك می شوند تعداد سیم ها در سنتور به 72 تار می رسد .
در یک بُعد ذی الکل ( هنگام ) هفت فاصله از نغمات ملایم را برای دستگاه یا آواز موزد نظر انتخاب کرده وکوک می کنند.
برای قرار گرفتن خرک های سفید طول وتر را به سه تقسیم می کنند که نهایت سوم آن بعد ذی الکل یا هنگام طرف دیگر وتر می شود در نتیجه در سنتور برای هر نغمه، بعد دو هنگام را می توان مشاهده نمود. اگر بُعد وترهای نغمات را هم به آن اضافه نمائیم وسعت دامنه سنتور به 6 دانک می رسد که دانک ششم آن در اجرای موسیقی ردیف مورد استفاده قرار نمی گیرد .
در سنتور سل کوک 9 خرک هر گاه سیمهای خرک اول را « می» (E) کوک کرده باشبم ، خرک سوم صدای «سل» (G) را خواهد داد. از آنجا که دستگاه شور به اصطلاح «مادر» دستگاه های دیگر ردیف موسیقی ماست. و دیگر نغمات با آن سنجیده می شوند و نیز از آن رو که خرک سوم در این سنتور (سل G ) مناسب ترین خرک برای نمایان «شور » است این نوع سنتور را برای اجرای اصیل موسیقی ردیف مناسب دانسته اند .هنگام اجرای شور ، همانطور که معمول کوک سنتور است ردیف خرک های سیم سفید با ردیف خرک های سیم زرد هم صدا می شوند و تنها ممکن است یک خرک انها برای اجرای کردبیات و شهناز با یکدیگر اختلاف داشته باشند که با مختصر تغیر حرکت جای خرک ( در رده سیمهای سفید ) درست می شود و سامان می یابد . باید در نظرداشت که کوک سیمهای پوزیسیون زردها همواره ثابت و بر پایه شور است چرا که شور ما در دستگاه ها و اصلی ترین آنها است و فرود همه دستگاه ها و آوازه ها به شور است و به عنوان مبنا و پایه، همیشه مورد استفاده و در مقام گردانی های معمول، مورد بهره برداری است (بخصوص هنگام نواختن دلکش ماهور یا اصفحان و همایون ) .
اگر نحوه کوک سنتور بر پایه نظام فواصل موسیقی ردیف اصیل باشد ، تغییر مقام از دانگهای مختلف به یکدیگر بسیار آسان بوده و تنها با جابجا کردن مختصر یکی دو خرک و یا در نهایت تغییر جزئی کوک سیمهای مربوط به آنها انجام می شود .
سنتور با کمک کلیدی آهنین که نه کلید کوک نام دارد کوک می شود ومانند تمام سازهای زهی به وسیله کشش سیم انجام می گیرد. قطر سیم ها معمولا 40- 38 میکرون است برای قسمت راست سنتور از سیم های فولادی زرد رنگ و برای قسمت سمت چپ از سیم های سفید فولادی استفاده می شود .مقدار کشش نسبتا زیاد است زیرا اگر سیم ها به اصطلاح سل باشند هنگام مضراب زدن صدای را یاجاد نمی کنند به عنوان مثال اگر طول وتر خرک سوم سنتور در قسمت راست (زیر و بم ) از سیطانک تا خرک 60 سانتمتر باشد وهمچنین قسمت وسط ( زیرو بم ) 46 سانتیمتر باشد به ترتیب فرکانس 192 (معادل SO12 ) برای قسمت بم فرکانس 384 و معادل ( SO13 ) برای قسمت زیر مناسب است .
نحوه کوک کردن سنتور در شیوه های ردیف نوازی براساس چهارم ها ( ابعاد ذی الاربع ) و هنگام ( ابعاد ذی الکل ) است ، بدین صورت که خرک سوم سنتور ( وسط در یک سوم طول وتر قرار می گیرد به طوری که پشت خرک بعد از ذی الکل ( هنگام یا اکتاو ) را به وجود می آورد پس با مقدار مناسب کشش وتر خرک سوم ، این خرک می تواند به عنوان وتر مطلق محسوب شده و بقیه خرک ها ( نغمات ) به نسبت ان برای دستگاه یا اواز مورد نظر کوک شوند .


بیژن مرتضوی ویولنیست، خواننده و ترانهسرای ایرانی است. سبک موسیقی او در آثار بیکلامش ترکیبی از موسیقی سنتی ایرانی و موسیقی پاپ است. تاکنون ۸ آلبوم از وی منتشر شده است و با وجود این که آلبومهای او حق انتشار در ایران را ندارند قطعات بی کلام او بارها از تلویزیون ایران پخش شده است.
بیژن مرتضوی در شهرستان بابل متولد شد. او نواختن ویولن را از سه سالگی آغاز کرد. در تهران تحت نظر پنج تن از معتبرترین اساتید ویولن ازجمله عادل کریمی نیا به یادگیری این ساز مشغول شد و تکنیکهای ویژهای همچون بداهه سازی (و بداهه نوازی) ارکستراسیون: ترتیب و تنظیم: گام ربع پرده و غیره را آموخت. در سن هفت سالگی او با استعداد یادگیری نواختن پیانو گیتار سازهای کوبهای و سازهای زهی موسیقی سنتی مانند عود تار و سنتور را فرا گرفت.او در یازده سالگی مقام نخست مسابقه کشوری موسیقی دانش آموزان در ایران را کسب کرد.او تنها چهارده سال داشت که یک گروه ارکستر ۳۲ نفری تشکیل داد و ساختههای خود را در اردوی معروف تابستانی "رامسر" در ایران اجرا کرد.
او بعد از اتمام مقطع دبیرستان به انگلستان رفت.در آنجا تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته مورد علاقه اش مهندسی و نقشه کشی شهری ادامه داد.همچنین اجرای موسیقی و یادگیری ویولن را دنبال کرد.
در سال ۱۹۷۹ میلادی به ایالات متحده آمریکا مهاجرت کرد و به تحصیل در رشته موسیقی در دانشگاه ایالت تگزاس ادامه داد.سپس در سال ۱۹۸۵ درکالیفرنیا سکونت کردو اولین آلبومش را عرضه کرد.
مشخصهای که او را از نوازندگان دیگر متمایز میکند توانایی او در نواختن همه سازهای به کار رفته در آثارش است. تور داخلی و بینالمللی که از سال ۱۹۹۰ آغاز شد برای او مخاطبان فراوانی در سر تاسر جهان فراهم کرد. اکنون او به عنوان اولین هنرمند ایرانی که تحت حمایت شرکتهای "Nederlander Productions" "Jeep Eagle" " New Dodge" "Chrysler" میباشد شناخته شده و مورد احترام است. در سوم ژوئیه ۱۹۹۴ بیژن مرتضوی اولین هنرمند ایرانی بود که در"Greek Theater" به اجرای برنامه پرداخت. یکی از قطعاتی که او در این کنسرت اجرا کرد "حماسه"(Epic) نام داشت که در یازده سالگی ساخته بود. وی در سال 2009 از کشور انگلستان و در ساوت همپتون از دانشگاه معتبرsolent University دکترای موزیک دریافت کرد هدف و نیت قلبی ایشان معرفی و توسعه موسیقی معاصر خاورمیانه بصورت آکادمیک (رشته تحصیلی)در دانشگاه های کشور های غربی می باشد. بیژن مرتضوی در نواختن تمامی سازها سررشته دارد به جز سازهای برنجی (یا همان سازهای بادی).
عدهای معتقدند که مخترع این ساز فارابی است و برخی دیگر میگویند منشاء آن خراسان بوده و در قرن سیزدهم (میلادی) در موصل پیدا شده، هر چند هیچیک از این نظردهندگان دلیل بر ادعای خود ندارند. واقعیت این است که در فرهنگ کلاسیک شرق، ردی از سازهای خانوادة سیتار پیدا نشده و سرمنشاء قانون نیز، مانند سرچشمة بسیاری از سازهای دیگر، تاریک ماندهاست. آنچه بیشتر محتمل میرسد اینکه قانون از سرزمینهای شرق نزدیک، , به اروپا رسیده و در کشورهای اروپایی با مکانیزه کردن آن، بزرگترین ساز کلاویهدار سیمی را ساخته و پرداختهاند…
قانون را باید سازی از اوایل اسلام دانست. نام ساز از واژة یونانی Kanon گرفته شده، که در آن زبان به مفهومم «قانون، قاعده» مصطلح است. ترکها، زمانی چند این ساز را فراموش کرده بودند، اما از زمان محمود دوم (۱۸۹۹-۱۸۰۸)، عمر افندی، آن را از شام به ترکیه آورد و به سرعت میان مردم رواج یافت.
سیمون ژارژی مینویسد:
کلمة «قانون» از نظر لغوی در زبان عربی، به معنای «قاعده» است ولی از نظر موسیقی، نام سازی است متعلق به خانوادة قدیمی سیتار (Cythare)، که در قرون وسطا تحت عنوان Canon یا miocanon به اروپا آورده شد، این ساز دارای یک جعبة چوبی به شکل ذوزنقهاست که به وسیلة دو انگشت سبابه و دو مضراب (که میان حلقهای که به انگشت کردهاند و خود انگشت قرار میگیرند) نواخته میشود.
برای نواختن ساز، آن را باید روی زانوها، یا روی میز قرار داد.
سیمهای ساز، به تعداد ۷۲=۳×۲۴، به فواصل دیاتونیک کوک میشوند، برای تامین تغییرهای کوچک کافی است جهت «کلید»های کوچکی را که برای هر صدا پس از گوشی کوک تعبیه شده، تغییر دهیم. قانون به مثابة همراهی کنندة آواز کمتر به کار میرود، ولی در شرکت با ارکستر، به همان خوبی عود صدا دهندگی دارد.
فارابی این ساز را هزار سال پیش، به صورت ۴۵ سیمی اختراع و در کتاب خود «الموسیقی الکبیر» بیان کردهاست. صفی الدین آن را «نزهه» نامیدهاست. امروزه در سراسر آفریقا و آسیا، ساز قانون از زدة سازهای سنتی و هنری اعراب به شمار میرود. قانون معمولاً توسط مردان (و استثنائاً به وسیلة زنان) اجرا میشود. تکنواز (سولیست) قانون، هر گاه با ارکستر همراهی میشود، در ردیف اول نوازندگان مینیشند و اگر در نقش همراهی با تکسرا اجرا کند، روبروی او قرار میگیرد که در این حالت نقش رهبر تکسرا را ایفا میکند.
قانون سازان مصری را میتوان از صدها سال پیش، یکی از بهترین سازندگان آن معرفی کرد.
از لحاظ دسته بندی سازها قانون جزء سازهای زهی مترابی از آلات (ذرات الاوتار مطلق است و تعداد سیمهای آن در مجموع، از ۶۳ تا ۸۴ متغیر، م و قانون معمول در ترکیه دارای ۷۲ سیم است. سیمها از رودة گوسفند یا نوعی نایلون ساخته شده، که به دور گوشیهایی که وضع ستونی دارند، پیچیده میشوند.م وسیلة نواختن، مضرابی است که توسط انگشتانه به انگشت سبابه میکنند. هر سه سیم قانون هم صدا کوک شده و یک صوت از آنها بر میآید، از این رو از قانون ۷۲ سیمی، تنها میتوان ۲۴ صوت به دست آورد. قانون مصری ۷۸ سیمی و ۲۶ صوتی است.
سطح فوقانی قانون متشکل از پوششی چوبی، به شکل ذوزنقهاست که سمنت راست نوازنده، قسمتی کم و بیش باریک آزاد است که به پنج خانة چهار گوش (طی ارتفاع ساز) تقسیم شده، روی آن پوست میکشند. ضلع سمت راست (به طول تقریبی ۴۰ سانتیمتر) قائم به هر دو مبلغ موازی پیش گفتهاست و ضلع سمت چپ اضلاع موازی را به طور مورب قطع میکند. گاه چهار تکة جداگانه یا یک تکه، روی پوست خرک نصب میشود که به پنج پایه در زیر پوست تکیه میکند. در طرف چپ نوازنده ۲۶ گوشی سه تایی به طور عمودی، و ۱۵۶ کلید تغییر دهندة کوچک مسی، یا از فلزی دیگر، قرار دارند به این ترتیب، بر روی هر سه سیم هم صدا، ۱۶ کلید، در محلی که سیمها به گوشیها میرسند، مورد استفاده قرار میگیرد. با این کلیدها صدای ساز در هر سه سیم جداگانه، اندکی به دلخواه زیر و بم میشود، اما تنظیم کوک به وسیلة گوشیها صورت میگیرد. هر گاه نوازنده بخواهد در مقامی دیگر بنوازد، با دست چپ کلیدها را بالا یا پایین میبرد و در همین حال با دست راست روی سیمها مینوازد.
نوازندة قانون در حالیکه روی صندلی نشستهاست، ساز را در هنگام نوازندگی روی زانوی خود میگذارد (تا ۵۰ سال پیش، ساز خیلی پایینتر از بدن نوازنده قرار میگرفت).
نوازنده دو دست خود را به فاصلة یک اکتاوروی ساز میگذارد و دست چپ اندکی دیرتر از دست راست به سیم زخمه میزند، در این حالت صوتی دو صدایی، و همنام به فاصلة اکتاو از ساز شنیده میشود.
[ویرایش] اجزای تشکیل دهندة ساز قانون
- جعبة ذوزنقه شکل ساخته شده از چوب
- پرده گردان: کلیدهای کوچک و متحرک که در سمت چپ ساز بعد از شیطانک نصب شده و باعث تغییر صدا میشود.
- شیطانک
- محل گرة سیمها
- سیمها (هر سه سیم با یکدیگر همصدا کوک میشوند).
- گوشی
- خرک
- پایة خرک
- شبکههای صوتی
- صفحة رو
- صفحة زیر
- ضلع کوچک
- ضلع بزرگ
- پوست
- حلقههای مضراب
- مضراب
- کلید کوک
[ویرایش] طریقه نشستن
برای نواختن قانون، آن را روی میزی که تا اندازهای به طرف نوازنه شیب داشته و با وضع نشستن متناسب باشد قرار داده، نوازنده مقابل آن مینشیند به طوری که قاعدة بلند جعبه (که سیمهای ضخیم دارد) در پایین و نزدیک به نوازنده قرار گیرد. میز از صندلی نوازنده کمی بلندتر (و بهتر است زیر آن خالی) باشد، به طوری که در حالت نوازندگی اعضاء بدن به شکل زیر قرار گیرد:
- ساعد با بازو یک زاویة قائمه تشکیل دهد.
- پشت، کاملاً صاف باشد و به طرف جلو خم نشود.
- آرنجها بیرون از بدن قرار نگیرد.
- دستها روی سیمها تکیه نکند.
- هر دو دست از شانهها در حالت نواختن آزاد باشد. (به دست فشاری وارد نشود) گاه ممکن است بنا به ضرورت مجبور به قرار دادن قانون بر روی پا باشیم. در این شرایط یک پا را بر روی پای دیگر انداخته و ساز را روی پا قرار میدهیم. حتی میتوان روی زمین (به اصطلاح عامیانه چهار زانو) نشست و ساز را روی پاها قرار داد.
[ویرایش] وسیله نواختن
عبارت است از دو حلقة فلزی که از جنس نقره، ورشو، برنج و… که به طور پهن و مدور (به اندازة بند دوم انگشت نشانه) ساخته شده باشد. مضرابهایی که داخل حلقه قرار میگیرد از شاخ گاو، گوزن، بز کوهی و… ساخته شدهاست. حلقهها را در انگشت نشانه (بند دوم) قرار داده و مضراب را به طرف داخل دست، میان حلقه و انگشت جای میدهیم. اندازة مضراب ساخته شده باید از نوک انگشت نشانه کمی بلندتر باشد و از زیر بند دوم انگشت، پایینتر نیاید.
طریقه مضراب زدن: ابتدا روی یکی از سیمها به وسیلة دست راست یا چپ ضربهای بزنید (موقع مضراب زدن انگشتهای نشانه باید از بند آخر خم شود) به طوری که وقتی مضراب سیم را لمس کرد صدایی که از آن برمیخیزد صاف و شفاف باشد و این در صورتی امکان پذیر است که هر سه سیم هم صدا در یک لحظه و هم زمان به صدا درآیند.
برای انتقال نیرو به مضراب در یادگیری مراحل اولیه، و هنگام مضراب زدن با دست راست و چپ باید انگشتی که مضراب در آن جای دارد انگشت شست را لمس کند. این علم برای قوی شدن انگشت و مضراب موثر است، که باید آن را در تمرینهای اولیه اموخت. در تمرینهای مربوط به مراحل بالاتر که اجرای ساز رفته رفته سریعتر شده و حالتهای گوناگون به آن داده میشود، دیگر نیازی به تماس انگشت نشانه با شست نیست. در هنگام ضمراب زدن انگشت شست زیر انگشت نشانه قرار میگیرد. سایر انگشتان (سه انگشت دیگر) نه باید جمع و نه باز باشد (به حالت برداشتن مدادی که به طور افقی در جایی قرار دارد).
[ویرایش] طریقه اجرا
برای نواختن ساز قانون معمولاً دو طریقه به کاربرده میشود:
۱- دستها در طرفین: هنگام اجرای ساز، دست راست به موازات پوست قانون (در قسمتی که پوست به چوب میچسبد) و دست چپ در سمت چپ ساز به موازات پرده گردانها و به طور مایل حرکت کند. به این ترتیب دستها در طرفین ساز قرار میگیرند.
[ویرایش] وسعت ساز قانون در کشورهای مختلف
ساز قانون در کشورهای مختلف (مانند مصر، ترکیه، ارمنستان و شوروی، ایران و…) به اندازهها و با وسعتهای متفاوت ساخته شدهاست و بدین جهت تعیین یک وسعت واحد برای ساز قانون مقدور نیست.
قانونهای (مصری) ۲۶ صدایی
قانونهای (ترکیه) ۲۴ و ۲۵ صدایی
قانونهای (ارمنی) ۲۲ صدایی
قانونهای (ایرانی) طبق پیشنهاد نگارنده ۲۷ صدایی
[ویرایش] نام تعدادی از نوازندگان این ساز
متاسفانه این ساز طی سالهای دراز به دست فراموشی سپرده شد، ولی میتوان از نوازندگانی چون رحیم قانونی، جلال قانونی، مهدی مفتاح، استاد سیمین آقارضی، ملیحه سعیدی و پریچهر خواجه نام برد. گفتهها و شنیدههایی دربارة ساز قانون چنین مینویسد: «و آن سازی است که کاسه و سطح آن مثلث بوده (تصویر ۱) و بر آن اکثر مباشران مفتول بندند و هر سه وتر را بر یک آهنگ سازند و طریقة اصطخاب آن و مجموع مطلقات چنان است که نغمات ملائمه ذی الکلی را به هشت نغمه تقسیم کنند هر دایره مناسب با نغمات و ابعاد آن دایره …»
هنری جورج فارمر چنین مینویسد: شکل پستالتریوم چهار گوش (تصویر ۲) نیز در همان کتاب خطی کشیده شده که شکل سازها در آن آمدهاست ساز «نزهه» دوبار بزرگتر از سازی است که ذوزنقه شکل بوده و به نام «قانون» خوانده میشود. در حالی که ساز دومی قانون به فارابی نسبت داده شده، ساز اولی «نزهه» را بایستی از ابداعات صفی الدین عبدالمومن دانست.
تصویر ۳ پسالتریوم است. فارمر میگوید که این ساز را در سوریه «قانون» و در مصر «سنطیر» (Santir) مینامند و از این رهگذر آنها را از هم مشخص میسازد.
هر گاه ساز ذوزنقه یا نزدیک به این شکل باشد، آن را سنطیر و اگر مستطی باشد، قانون مینامند. این ادعا البته با آنچه در زبان امروزی عربی و فارسی مشهود است در تناقض قرار میگیرد. فارمر به انتقاد میگوید که برخی سازندگان ساز، آن را از «نقره و طلا» میسازند و توصیه میکند که جعبه، به خاطر طنین آن، بهتر است از چوب ساخته شود. با آنکه رهنمودهای بالا مبنی بر این است که هر دو گونة پسالتریوم، در نواختن در سطح افقی قرار داده میشود، (تصویر ۳) جهت سیمها را عمودی نشان میدهد، که دست چپ نوازنده ساز را عمودی نگهداشته و با انگشتان دست راست بر سیمها زخمه میزند.
پسالتریوم چهار گوش «نزهه) بهنظر مولف کنزالتحف «پس از چنگ، هیچ سازی شیرینتر از نزهه نیست.» وسیلة تقویت ارتعاشی آن به شکل چهار گوش دراز است. (تصویر ۴) مخترع آن را میتوان صفی الدین عبدالمومن (فوت ۱۲۹۴ م-۶۷۳ه) نوازندة دربار آخرین خلیفة بغداد دانست. در ساختن آن از رودة گوسفند (زه) و چوب سر و استفاده شده روی دور ردیف خرک، ۸۱ سیم کشیده میشوند که از هر سه سیم یک صدا تولید میشدهاست و وسعت صدای ساز بنابراین ۲۷ صورت بوده و پسالتریوم ذوزنقهای یا شبه ذوزنقهای (قانون) طبق اطلاعات کنزالحف نصف مستطیل آن بودهاست که ۶۴ سیم داشتهاست واین ساز در قسمت زیر، هر سه سیم یکصدا راحاصل میکرده. و در قسمت میانی (قسمت وسط ساز) سیمها دوتایی و در قسمت بم (پایین) تک سیمی بودهاست. از آنجا که ساز، ذوزنقهای شکل بوده (تصویر ۵) طبعاً سیمها در طول خود اختلاف داشتهاند همانطوری که دبراه نزهه ذکر شده سیمها به گوشیها محکم میشوند. (تصایور ۴و۵ از کنزالتحف گرفته شده) فارمر مینویسد قانون، (پسالتریوم، هاکبرت Hackbrett) استناد داده شده به فارابی است اما او چیزی ذکر نکردهاست. ابن حزم (Hazm) (فوت ۱۰۶۴) قانون را به عنوان رهبر سازها ذکر میکند.این ساز از ۶۴ سیم تشکیل شده که بیشتر سیمهای آن (هر سه سیم) یک صدا را حال میکند. این ساز بنام Canon از راه اسپانیا به تمام اروپا راه یافت.
قانون یکی از انواع یتار بوده، سازی است که ضلع سمت راست عمود بر دو قاعدة کوچک و بزرگ و ضلع چپ آن مایل به این دو قاعدهاست. سیمهای قانون، در طول ساز در جهت افقی قرار دارند و هر چه از نوازندة ساز دورتر شوند، کوتاهتر میگردند. خرک، سمت راست ساز، روی پوست قار رداده شده و وجود پوست زیر خرک صدای ساز را رساتر و روشنتر میسازد، هر صوت در این ساز به وسیلة سه سیم به صدا در میآید.
یکی از سازهایی که در ارمنستان طی قرنهای متوالی به تکامل رسیده، قانون است.
پیش از میلاد مسیح، سازی در ارمنستان وجود داشته که صوتی شبیه چنگ از آن برمیآمده. ولی برخلاف آن فاقد دسته بودهاست. این ساز به ارمنی «کنار» - (Kunar) نامیده میشده (در ارمنستان همة سازهای هم خانوادة قانون را «کنار» مینامند).
پاستوس بوازند، مورخ ارمنی متعلق به قرن پنجم مینویسد: «در ضیافتها از ارکسترهایی، مرکب از سازهای «تنبور»، «لیر»، «عود»، «چنگ»، و «قانون» استفاده میکنند.»
هیسارلیان مینویسد: «نام این ساز از کلمة یونانی qanon گرفته شده. هر چند که یونان وطن قانون نبودهاست». «گ. لوونیان»، در آغاز قرن حاضر از سازهای قانون و کنار نام میبرد و از آن دو، تصاویری نیز ارائه میدهد. به استناد نظر او، قانون مستطیل شکل بوده، سیمهای آن سه به سه همصدا کوک میشده و در مجموع بیست و یک صوت وسعت داشتهاست. ولی کنار با ضلع سمت چپ خود، نسبت به دو قاعده مایل بوده، مجموع سیمهای آن ۳۹ است که سه ته سه تا همصدا بوده اند.
در این نقشها بعضی نی و برخی چنگ و عدهای سازی به شکل قانون مینوازند. شباهت ساز نزهه با قانون بسیار زیاد است. مولف کنزالتحف اختراع نزهه را به صفی الدین ارموی نسبت میدهد و راجع به قانون میگوید قطر جعبة صوتی کمی بیش از یک گره باید باشد و چوب آن را از تنة درخت مو انتخاب کنند. ضلع بلند جعبة ذوزنقه مانند قانون دو برابر ضلع کوتاه یا قاعدة فوقانی آن است و با لمس کردن این سیمها او تار مطلقه به صدا در میآیند و آن را با انگشت یا مضراب مینوازند و در تشریح ساختمان نزهه میگوید که از ترکیب چنگ و قانون درست شده، تنة ساز از چوب بید سرخ و شکل آن مربع کامل نبوده بلکه مربع مستطیل باشد. دو خرک روی صفحة ساز قرار دارد که ۸۱ تار بر آن طوری کشیده شده که هر سه تار آن با هم کوک میشوند. نام نزهه در «دره التاج» و «نفایس الفنون» نیز آمدهاست. کلمة قانون ممکن است از زبانی یونانی اقتباس شده باشد زیرا که اصل آن در زبان یونانی کانن است. در برهان قاطع نوشته شدهاست که قانون معرب کانون است و عربی نیست لیکن در عبی مستعمل است. سازی است تقریباً به شکل سنتور یا مضراب فلزی که مانند انگشتانهاست و به انگشت سبابه میکنند و مینوازند. قانون از یک جعبةمجوف چوبی ساخته میشود که سطح قاعدة زیرین و زبرین آن ذوزنقه غیر منظم است. شکل واندازة آن در نواحی مختلف فرق میکند مانند قانون مصرفی، ترکیه و قانون بغدادی. معمولاً قانون مصری بزرگ و قانون ترکی کوچکتر است. هر قسمت از جعبة ساز نام خاصی دارد. برای خارج شدن ارتعاشات صوتی سه سوراخ که شکلهای متفاوت و از این نظر نامهای مختلفی دارد، ایجاد میکنند. در سطح فوقانی ضلع قائم سمت راست خرک بر روی پوستی که جنس آن از پوست اهو یا ماهی است قرار دارد. در طرف ضلع مورب بر حسب بزرگی و کوچکی قانون از ۲۱ تا ۲۹ ردیف سه تایی مجموعاً ۶۳ تا ۸۱ گوی دارد. طرف دیگر که ضلع ان عمود بر قاعده میباشد ۶۳ تا ۸۱ سوراخ ریز کوچک تعبیه شدهاست. زهها (اوتار) از روی دو ردیف خرک از طرف راست به چپ میگذرد
قانون يكي از قديميترين سازهاي ايراني است كه توانايي بيان گوشه هاي موسيقي ايراني را دارد ولي متاسفانه مدت مديدي است كه در سرزمين ما ناشناخته مانده در حاليكه در كشورهاي همجوار سالهاست كه ازين ساز استفاده شده است . تقريبا از نيم قرن پيش تاكنون موسيقي دانان ايراني به اجراي اين ساز روي آورده اند اما با وجود اينكه زمينه كار اينان بر نغمه هاي موسيقي ايراني مبتني بوده است به دليل تقليد نا آگاهانه از روش و سبك نوازندگي موسيقي عربي ، اين پندار اشتباه بوجود آمده ساز قانون عربيست و آنرا بايد به شيوه عربي نواخت ، حال آنكه اين سبك در قانون نوازي علاقمندان به موسيقي ايراني را فرسنگها از شناخت اصول و ظرايف اين ساز كه كاملا با موسيقي ايراني منطبق است دور مي سازد .
قانون سازيست تقريبا به شكل سنتور و با مضراب فلزي كه مانند انگشت دانه است و به انگشت اشاره ميكنند نواخته مي شود . قانون از يك جعبه مجوف چوبي ساخته شده كه سطح قائده زيرين و زبرين آن ذوزنقه غير منتظم است . شكل و اندازه ان در نواحي مختلف فرق ميكند مانند قانون مصري ، قانون تركي ، قانون بغدادي . معمولا قانون مصري بزرگتر و قانون تركي كوچكتر است . هر قسمت از جعبه ساز نام خاصي دارد . براي خارج شدن ارتعاشات صوتي سه سوراخ كه شكلهاي متفاوت و ازين نظر نامهاي مختلفي دارد ايجاد ميكنند . در سطح فوقاني ضلع قائم دست راست خرك و بر روي پوستي كه جنس آن از پوست آهو يا ماهي است قرار دارد . در طرف ضلع مورب برحسب بزرگي و كوچكي قانون از بيست و يك تا بيست و نه رديف سه تايي مجموعا شصت و سه تا هشتاد و يك گوشي فلزي و در طرف ديگر كه ضلع آن عمود بر قاعده است شصت و سه تا هشتاد و يك سوراخ ريز تعبيه شده است . زه ها ((اوتار )) از روي دو رديف خرك از سمت راست به چپ مي گذرد عده زه هاي قانون معمولا شصت و سه تا هشتاد ويك است . براي نواختن قانون آن را روي چهار پايه بلند و متناسب با وضع نشستن قرار داده و نوازنده مقابل آن مي نشيند به طوري كه قاعده بلند جعبه كه تارهاي كلفت و ضخيم دارد در پايين و قاعده كوچكتر كه تارهاي نازك و كوتاه دارد رو به بالا است ولي اكثرا آنرا روي زانو قرارداده و مضراب را كه از يك حلقه فلزي پهن كه در وسط آن يك جسم استخوتني ( معمولا از پر پرندگان ) قرار دارد ساخته شده بر انگشت سبابه قرارداده و محكم ميكنند . هر سه سيم قانون همصدا كوك مي شود . دامنه صداي قانون از اولين زه ضخيم و كلفت كه مقابل نوازنده قرار دارد بم ترين نت فا با كليد فاي چهارم در قانون بزرگ مي باشد . البته در قانونهاي مختلف ممكن است از صداي بم كسر شود . زير ترين نت دو است . براي كوك پايه معمولا از ناحيه زير كه نازكترين صدااست ده پرده مي شمارند و پرده دهم را با ديا پازون نت la3=435 كوك ميكنند . هركدام از تارهاي قانون قطرهاي مختلفي دارد و يك نوازنده ماهر و خوب مي تواند نوع آنرا تشخيص دهد . در قانون در شيار خرك ضلع مورب خرك هاي كوچك فلزي دارد كه به قيد لولا شده و نوازنده مي تواند براي تغيير مقام و صدا خرك ها را خوابانده يا بلند نمايد . تغيير كشش در فركانس سيم موثر است و كار گذاشتن خرك هاي كوچك بسيار مشكل است و اين كار را متخصصين ورزيده اي انجام مي دهند . قانون داراي صدايي بسيار خوش و ملايم و طبيعي است