
بهار من............................................ دانلود (لینک مستقیم)
صید دلم کردی................................... دانلود (لینک مستقیم)
کویاری............................................. دانلود (لینک مستقیم)
غم بلبل........................................... دانلود (لینک مستقیم)
ماه من............................................. دانلود (لینک مستقیم)
عطر خیال تو...................................... دانلود (لینک مستقیم)
شب زنده دار..................................... دانلود (لینک مستقیم)
هزاردستان........................................ دانلود (لینک مستقیم)
چه جلوه ها بود.................................. دانلود (لینک مستقیم)
سفر کرده......................................... دانلود (لینک مستقیم)
آسمان............................................. دانلود (لینک مستقیم)
نگارا................................................ دانلود (لینک مستقیم)
ساغر جوانی.................................... دانلود (لینک مستقیم)
می گذرم......................................... دانلود (لینک مستقیم)
گرمی عشق.................................... دانلود (لینک مستقیم)

تكنيك هاي مورد نظر :
آپوگادو : ( خفه كردن صداي سيمها )
اين عمل به دو شيوه انجام مي گيرد
1- خف به وسيله كف دست راست 2 – خف به وسيله انگشت چهارم، در اين درس و در ابتداي قطعه اين تكنيك بوسيله انگشت چهارم ( حالت دوم ) اجرا مي شود
نكات مهم در اجراي اين تكنيك :
در اجراي اين تكنيك بايد دقت نماييد كه برخورد انگشت چهارم به سيم ها ، سريع و ظريف باشد نه با قدرت ، اگر در اين تكنيك با قدرت سيم ها را لمس كنيم باعث بوجود آمدن صداي اضافي از سيم ها مي شويم ( به دليل برخورد سيم ها با صفحه انگشت گذاري گيتار )
انگشت چهارم بايد سيم ها را فقط لمس كند ، به شيوه اي كه صداي مرتعش شده از سيم ها قطع شود و در ضمن صداي ديگري پس از برخورد انگشت چهارم به سيم ها شنيده نشود
شيوه زدن راسگوادو در شروع قطعه :
راسگوادو چهار تايي بدون ضرب آخر ( I ) و به جاي I از آپوگادو استفاده مي كنيم
ضربه گلپ :
گلپ تكنيكي حياتي در فلامنكو :
در زدن گلپ دقت كنيد كه صداي ايجاد شده توسط گوشت و ناخن دست ايجاد مي شود و ضربه گلپ نبايد صرفا توسط ناخن به گيتار اصابت كند
يكي از جلوه هاي بارز و زينت هاي موسيقي در فلامنكو ضربه گلپ مي باشد و درست اجرا كردن آن مي تواند كمكي شايان به درك مخاطب و برقراري ارتباط با موسيقي فلامنكو داشته باشد . پس در اجراي اين تكنيك نهايت دقت را به كار بريد
اجراي تكنيك لگاتو بر روي آكورد هاي ( سي بمل و لا ماژور ) :
قسمت اول ( لگاتو بر روي آكورد لاماژور ) :
گرفت آكورد با دو انگشت ( 1 و 2 ).لگاتو با انگشت 3 ( فرت سوم سيم 1 ) در ضرب ( 12 و ) :
توجه نماييد كه لگاتو در اين حركت مي تواند با انگشت چهارم نيز صورت پذيرد . براي لگاتو كردن توجه نماييد كه اين شيوه لگاتو كردن ( همزمان در ريتم و بر پايه كمپاس ) ، بايد بدون شتاب و دستپاچگي انجام پذيرد . هر گونه استرس در انجام اين حركت مي تواند قطعه را از كمپاس خارج كند
پس توصيه مي كنيم در اولين تمرين ، نواختن آهسته و با تمركز انجام گيرد . سعي كنيد قطعه و زمان لگاتو كردن را با تمرين ، در ذهن خود ثبت نماييد
قسمت دوم ( لگاتو بر روي آكورد سي بمل ) :
انگشت گذاري اصلي آكورد (سي بمل ) : انگشت 1 ( نيم پرده اول سيم 5 ) ، انگشت 3 ( نيم پرده سوم سيم 3 ) ، انگشت 4 ( نيم پرده سوم سيم 2 )
در هنگام لگاتو بر روي اين آكورد انگشت ( 1 ) در جايگاه اصلي قرار ندارد ، بلكه بر روي سيم يكم ( فرت 1 ) در ضرب ( 3 و ) لگاتو مي كند
توجه نماييد صداي لگاتو بايد تميز و واضح شنيده شود
چگونه صحيح تكنيك لگاتو صحيح اجرا كنيم ؟
در هنگام كوبش و كشش در اجراي اين تكنيك نبايد دچار هيجان و سرعت شد . توجه داشته باشيد كه اجراي سريع اين تكنيك آن هم براي دفعات آغازين باعث خستگي مفرط در انگشتان دست مي شود
قدرت تمام انگشتان اجرا كننده اين تكنيك بر روي دسته گيتار بايد در هنگام كوبش و كشش بايد با هم برابر باشد تا صداي مورد نظر از گيتار شنيده شود
براستی یکی از مهمترین نکات، قبل از نواختن حتی یک نت بر روی گیتار،طریقه نشستن به هنگام نواختن آن میباشد !
مشکل از اونجائی شروع میشه که ساعات تمرین شما افزایش پیدا کرده و بدنتان ساعتها در یک حالت فیکس قرار می گیرد.
اگر این حالت فیکس صحیح نباشد، بدون اینکه متوجه شوید در حال صدمه زدن به بدنتان هستید و در دراز مدت بدون شک نتیجه منفی آن را در ناحیه کمرتان احساس خواهید کرد.
یکی از نکات مهم ارتفاع صندلی شما میباشد که میبایست نسبت به قدتان آن را جوری اختیار کنید که اگر به هنگام نشستن، از نیم رخ خود را در آینه نگاه کنید، زانویتان در مقابل باسن تان قرار گیرد یا به عبارتی دیگر رانتان موازی با سطح زمین باشد.سپس با گذاشتن یک بالش به راحتی باسن خود افزوده و حدالمقدور باسن خود را در جلوی صندلی قرار بدهید و هم زمان از لم دادن، شل نشستن، قوز کردن و خم شدن بر روی گیتار برای دیدن دستانتان جداً خودداری کنید.
حال، سعی کنید که تمام عضلات بدنتان را از سر تا نوک پا چک کرده و با حضور ذهن حس کنید که تمامی آنها ریلکس و آرام هستند.
یکی از روشهای های نشستن، پوزیسیون کلاسیک میباشد. در این روش، زیر پای چپ خود یک زیرپائی گذاشته و گیتار را روی ران پای چپتان قرار میدهید، بصورتی که جعبه هارمونی بین دو رانتان قرار گرفته و دسته گیتار با سطح زمین کما بیش زاویه چهل و پنج درجه بسازد. این روش، بسیار روش مناسبیست ولی معمولاً در فلامنکو از آن استفاده نمیشود.
برای فلامنکو، روشی دقیقاً مانند روش کلاسیک وجود دارد، فقط با یک تفاوت، بدین طریق که، زیر پای چپ خود یک زیرپائی گذاشته ولی، پائین جعبه هارمونی گیتار را روی ران پای راستتان قرار میدهید، بصورتی که دسته گیتار با سطح زمین کما بیش زاویه چهل و پنج درجه بسازد. مسلماً بیدرنگ این سؤال پیش می آید که چرا از زیر پائی برای پای چپ استفاده میشود در حالیکه گیتار بر روی پای راست قرار دارد؟
جواب این است که اولاً در این حالت استقرار بدنتان بر روی صندلی به حد چشمگیری افزایش پیدا کرده، دوماً در این پوزیسیون عضلاتی که در پائین ستون فقراتتان قرار دارد و آن را محافظت میکند، ریلکس شده و به شما این اجازه را میدهد که ساعتها بدون آسیب رساندن به کمرتان به تمرین بپردازید. به عنوان مثال میتوان از سابیکاس استفاده کننده این پوزیسیون نام برد.
روش جدید دیگر در فلامنکو، روش ابداع شده توسط پاکو دِ لوسیا میباشد که امروزه همه آن را شناخته و از آن استفاده میکنند. در این پوزیسیون پس از نشستن صحیح بر روی صندلی، گیتاریست مچ پای راست خود را کمی بالاتر از زانوی پای چپ خود قرار داده و سپس گودیه پائین گیتار را روی ران پای راستش میگذارد.
پاکو دِ لوسیا، بزرگترین گیتاریست فلامنکو در قرن حاضر میباشد و طبیعتاً تمامی گیتاریستها [منجمله خود من] ، تحت تاثیر وی بوده و به درست یا غلط، دوست دارند که از او تقلید کنند .
شناخت ما در رابطه با گیتاریست های معروف در دنیا اکثراً سطحی میباشد، چرا که آشنائی ما با ایشان قالباً بر اساس موزیک، کنسرتها، فیلم و ویدئوهائیست که از آنان دیده ایم و آن چیزیکه در دسترس گوش و چشم ماست، قطره ایست از یک اقیانوس بیکران!
آن کنسرتی که شما می بینید و قلبتان را به شدت تکان میدهد، نتیجه سالها تلاش و ممارست بی وقفه است.
آن یک ساعت کنسرت، بی مبالغه حاصل هزاران هزار ساعت تمرین، تکرار، یاد گیری ، غم و شادی روزمره در زندگیست .
به همین دلیل آنچیزی را که مثلاً در کنسرتهای پاکو می بینید، مقصد (قطره) است نه راه (اقیانوس) !
متاسفانه پاکو مثل کره ماه بوده و پشت آن بر روی ما مخفی است. اینکه وی باینصورت گیتار میزند، به ما این تصور را میدهد که او همیشه و در همه حال و در همه جا اینگونه است و چون ما عاشقش شده ایم، بدون توجه از او تقلید کرده، مدام در این پوزیسیون گیتار نواخته و به سلامتی خود آسیب میرسانیم. این فرم، فشار زیاد و قابل توجهی به کمرتان آورده و در دراز مدت کمر درد انتظارتان را میکشد.
لازم به تذکر است که پاکو بسیار باهوش بوده و بی دلیل این فرم را ابداع نکرده است،چرا که این پوزیسیون راحتترین حالت برای کنسرت دادن میباشد، ولی او هیچگاه در منزل از آن استفاده نمیکند، با این وجود وی به علت کثرت کنسرتهایش از کمر درد در امان نبوده واز ابداع خود، خود نیز در رنج و اخیراً فرم نشستنش را تغییر داده است. پس میبایست از مسخ بودن به یک شخص معروف جداً حذر کرد و از تحلیل و بررسی مجدد نهراسید!!!
شما نیز دقت کرده و از تمرین در این فرم [پاکو دِ لوسیائی] در منزل واقعاً بپرهیزید.(ولی در کنسرت این فرم واقعاً بهترین است به شرط اینکه در انتهای هر قطعه پای راستتان را زمین گذاشته تا شروع قطعه بعد بتواند کمی استراحت کند، همزمان کمرتان نیز از فشاری که بر رویش میباشد آزاد گشته و ریلکس میشود).
به هنگام تمرین ، در صورت تمایل برای قرار دادن گیتار بر روی پای راست خود، بصورت صحیح روی صندلی نشسته، این بار زیر پائی را زیر پای راستتان گذاشته و سپس گودی گیتار را روی پای راستتان قرار دهید.
ازاین لحظه به بعد و در صورت صحیح بودن پوزیسیونتان یاد گیری و نواختن گیتار آغاز ميشود.
برای جلوگیری چه باید کرد ؟ راه حل چیست؟ مدرس مشهور پیانو Theodor Leschetizky
به شاگرانش این نکته را میگوید که :
یک نوازنده باید بتواند از هر نقطه ای که بخواهد قطعه را شروع کند و درک بالایی از تمامی جزئیات قطعه داشته باشد و شیوه اتصال این جزئیات را بهم بداند-.
قطعه را در ذهن خود متصور شود و تمامی آنرا در ذهن بنوازد تا ببیند و درک کند که ذهن او چه چیزی از قطعه بر حافظه او ثبت نموده است بدون هیچ صفحه نوشته از نت و یا سازی بسیاری از مردم در خانه بدون توجه به صحت و درستی کار قطعه را مینوازند با استفاده از حافظه ناخودآگاهشان که این همان حافظه غیر قابل اعتماد و متزلزل میباشد.
گاهنا در خانه و به هنگام اجرا نوازنده در خود فرو میرود ( حس خلسه وار )و بصورت ناخود آگاه قطعه را اجرا میکند انشگتان او بدون هیچ تاملی تنها به مسیرشان ادامه میدهند تا قطعه به پایان برسد
بله مطمئنا محیط خانه برای شما راحت تر است ! اما هنگامی که حافظه خود آگاهتان فعال میشود آن موقع تازه باید بفهمید که انگشتان شما چه کاری را باید انجام دهند اما شاید در آن لحظه دیگر دیر باشد!
یک قطعه همانند تکه ای پارچه است که از تاروپودهای ظریف و متصل بهم بوجود آمده قطعه موسیقی نیز چنین است شما باید سعی کنید تا با ظرافت تمامی این تارهای ظریف را حس کنید تا در نهایت به کل اثر پی ببرید
شیوه تمرین و تقوبت حافظه:
یک تمرین بسیار عالی برای شروع کار
یک تمرین ساده گام دو ماژور را ( از سری گامهای سگوویا برای نوازندگان گیتار ) با سرعت پایین و با تمرکز بنوازید
سپس چشمانتان را ببنید
و بدون حرکت انگشتان فرض کنید انگشت دوم دست چپ شما فرت سوم سیم 5 را که نت دو میباشد میگیرد و انگشت i دست راست ضربه ای بر سیم 5 میزند حال صدای تولید شده را نیز تصور کنید و به همین منوال نت بعدی تا انتها در ذهن و با توجه به حرکت انگشتان وسیمها بنوازید.
مرحله پیشرفته:
اما در ادامه قطعه ای که تابحال عالی مینواختید را به همین طریق بنوازید ابتدا آکورد اول یا نت اول را نواخته سپس چشمانتان را ببندید و قطعه را در ذهن بنوازید با تجسم دسته گیتار و حرکات انگشتان دست چپ و راست و اینکه چه نتی میتوانیداگر در جایی دید نمیتوانید به کار ادامه دهید و از یادتان رفته به نت نگاه کنید اگر بازهم نتوانستید ساز را در دست بگیرید و آن قسمت را بنوازید سپس کار را دوباره ادامه دهید.
البته کاملا مشخص است برای بار اول شما باید بسیار آرام و با تامل انجام دهید اما بعد از مدتی میتوانید در سرعت اصلی قطعه این تمرین را انجام دهید.
شاید بایدبه جرات به این نکته شاره کرد که یک ساعت تمرین ذهنی برابر است با بیش از 2 ساعت تمرین فیزیکی و این تمرین در هرجای میتوان انجام داد زیرا نه یه موسیقی احتیاج است نه به هیچ سازی و بخاطر بسپارید تمرین ذهنی عملی است ابتدا دشوار پس با قطعات آسان تمرینات را انجام دهید.
در نهایت باید گفت شروع به هر کاری سخت است اما اگر به این فکر کنید که روزی خواهد رسید که دیگر انگشتان شما ذهنتان را کنترل نمیکند و نه هیچ عامل دیگر بلکه موسیقی از روح شما نشات میگیرد و این ذهن شماست که همه چیز را در کنترل دارد.
نکاتی عمومی در مورد گرفتن گيتار(سبک کلاسیک)
شاید مهمترین رکن در نوازندگی استیل صحیح میباشد. در نظر اول شاید موضع قابل ملاحظه ای نباشد اما استیل درست و متناسب با فیزیک بدنی نوازنده تضمینیست برای سالها نوازندگی بدون دچار شدن به بیماری های شایع در میان نوازندگان مانند گرفتگی عضلانی - کمر درد - آرتروز و غیره . بارها این نکته هم گوشزد شده است که نبایستی با دیدن استیل دست نوازندگان مشهور از آنان تقلید نمود بلکه در مرحله اول شما باید با شیوه صحیح نشستن و گرفتن گیتار آشنا شوید و بعد از مدتی میتوانید فرم دلخواه خود را بدست آورید. صندلی:
صندلی مورد استفاده بايد متناسب با طول ساق پا باشد؛بدين معنی که نه پاها از صندلی آويزان باشد
و نه اينکه در اثر کوتاهی صندلی پاها به طرف بدن تا شوند.
عدم استفاده از صندلی و یک جایگاه مناسب استیل صحیحی به شما نمیدهد و گاهی این عدم توجه باعث فشار بر دست چپ و راست و بالاخص برهم خوردت استیل دست چپ میشود که در آینده مشلات بسیاری را برای نوازنده بهمراه خواهد آورد.
زیرپایی: نقش زير پائی در اين مورد تعديل اين ارتفاع است که معمولا با قرار گرفتن به زير پای چپ ؛ استقرار فرورفتگی تنۀ گيتار را بروی پای چپ ممکن ميسازد.در ضمن ؛ اين قسمت از تنۀ گيتار نبايد از جانب لبۀ جلو يا عقب بروی پای چپ فشار وارد کند . البته در حال حاضر وسایل دیگری هم هست که مانند کاشن - که وسیله ای است که بر روی پای چپ قرار میگیرد و دیگر احتیاجی به زیر پایی نیست و گیتار را بر روی آن قرار میدهیم و یا وسایل نگهدارنده دیگر. چون استخوان بندی افراد متفاوته بنابراین طرز نشستن افراد با هم متفاوت هست و متناسب با بدن فرد اما باید توجه داشت که همیشه اصولی و تکنیکهایی وجود داره که برای همه یکسان و در این مورد هم صدق میکنه 2=گیتار رو بعنوان جزئی از بدنتون باید حساب کنید سعی کنید گیتار رو راحت دستتون بگبرید باهاش کلنجار نرید پای راست برای برای جادادن انحنای بزرگ تنۀ گيتار بايد به طرف راست متمايل شود ؛ و در ضمن به زير بدن هم کشيده شود ؛ که در اين حالت پای راست روی پنجه قرار ميگيرد و اين بصورتی که اگر مچ پا بطرف بالا کشيده شود ؛ براحتی بجای اول برگردد ؛ و اگر بطرف پائين فشار داده شود به آسانی بجای اول برگردد. چون نواختن گيتار در حالت سکون بدن صورت ميگيرد ؛ کمر بايد راست بوده و به هيچ طرفی تمايل نداشته باشد.در ضمن شانه ها در يک امتداد افقی قرار گيرند. موقعی که گیتار رو میگیرید باید قسمت بالای گیتار به قفسه سینه تکیه کند. تماس دست چپ با گيتار معمولا بصورتی است که انگشت شست با قسمت پشت دستۀ گيتار و سرانگشتان ديگر اين دست ؛ با سيمها تماس دارند. انگشاتون ( شست ) را جوری قرار داده که سر انگشت از لبه گیتار بالا نزند (تفاوت با سایر سبکها) شست جوری قرار بگیرد که براحتی مثل یه کالسکه بالا پایین بره انگشتان دست چپ منحنی وار ( چکشی ) بر روی سيمها خم ميشوند. قسمت جلو آرنج دست راست نيز بروی انحنای بزرگ گيتــــار قرار ميگيرد و همچنین فرم قرار گیری انگشستان بر روی سیمها نیز بسیار مهم میباشد ( در این مورد طی یک مطلب مفصل بحث خواهیم نمود )د در تمام حالات نوازندگی رعايت این نکات ضروريست : اول ـــ تمامی عضلات بايد غير منقبض باشند. دوم ــ بايد در کم کردن انرژی مصرفی سعی شود. سوم-سرتون رو هیچ موقع جلو خم نکنیذ چهارم- اگر هنگام نواختن درد را در انشستان و یا مچ و دیگر اندامتان حس کردید مطمئن باشید حاصل از استیل نادرست شما و یا فشار بیش از حد میباشد. براي كوك كردن گيتار روشهاي مختلفي وجود دارد از جمله استفاده از تيونر الكتريكي و...اما متداولترين و مهمترين آن اينست كه خود شما بتوانيد بدون استفاده دستگاهي و يا هر چيز ديگري گيتار خود را بصورت فرضي كوك كنيد چرا كه ممكن است مدتهاي بسياري گيتاري در دست بگيريد و هيچ يك از لوازم كوك كردن گيتار با شما نباشد آنوقت چيكار ميكنيد؟؟؟ در اين مبحث كوك كردن گيتار را بصورت فرضي به شما آموزش ميدهم در اين روش ممكن است گيتار شما بر اساس نتهاي دقيق موسيقي كوك نباشد مثلا بجاي اينكه سيم يك شما نت (مي) باشد در روش فرضي بروي نت (فا) يا هر نت ديگه اي كوك شود اما از انجايي كه در اين روش تمام سيمها بر مبناي سيم يك كوك ميشود بنابراين كوك صحيح و فرضي خواهيم داشت.مي دانيم كه سيمهاي گيتاردر حالت آزاد از بالا به پايين ( مي لا ر سل سي مي) ميباشد در اين روش ابتدا سيم يك خود را تا حدي سفت ميكنيم يا آنكه به همان حالت آنرا رها ميكنيم حال بر فرض آنكه سيم اول ما نت (مي) باشد سيم دوم را با سيم يك كوك ميكنيم به اينصورت كه انگشت خود را بروي فرت 5 سيم 2 قرار ميدهيم وسعي ميكنيم كه آنقدر سيم 2 را شل و يا سفت كنيم كه نتي كه بروي اين فرت قرار گرفته با سيم يك هم صدا شود( براي جلوگيري ازاحتمال پاره شدن سيم سعي كنيد اول سيم 2 رو شل كنيد و سپس به تدريج سيم را سفت كنيد تا نتي كه بروي اين فرت ثرار دارد با سيم 1 هم صدا شود) بعد از همصدا شدن نتي كه بروي فرت 5 سيم 2 قرار دارد با سيم يك , زمان كوك كردن سيم 3 بر اساس سيم 2 ميباشد كه در اين زمان شما انگشت خود را بروي فرت 4 سيم 3 قرار ميدهيد و سعي ميكنيد( بر اساس آنچه كه براي سيم قبل گفته شده ) نتي كه بروي اين فرت قرار گرفته شده را با سيم 2 همصدا كنيد.حال بعد از كوك كردن سيم سوم ما كه نت (سل) است , سيم 4 را بر اساس سيم 3 كوك كنيم كه در اين حالت انگشت خود را بروي فرت 5 سيم 4 قرار ميدهيم و سعي ميكنيم كه كه صداي اين فرت با صداي سيم 3 هم صدا شود در مورد سيم 5 نيز بعد از كوك كردن سيم 4 كه نت (ر) ميباشد انگشت خود را بروي فرت 5 سيم 5 قرار ميدهيم و سعي ميكنيم كه صداي اين فرت با صداي سيم 4 هم صدا شود و بعد آن نوبت كوك كردن سيم 6 ميباشد كه آنرا با سيم 5 كه نت (لا) ميباشد كوك كنيم با اين صورت كه انگشت خود را بروي فرت 5 سيم 6 قرار ميدهيم و سعي ميكنيم كه صداي اين فرت با صداي سيم 5 همصدا شود بنابر اين سيم 6 ما نيز كه نت (مي) ميباشد نيز كوك ميشود .در صورتي كه ميخواهيد كوك دقيقي داشته بايد سيمها را بطور دقيق كوك كنيد چرا كه اگه يك سيم را اشتباه كوك كنيد از آنجايي كه اين سيم مبنايي است براي كوك كردن سيمهاي ديگر بنا براين, كوك نادرستي خواهيم داشت – تاكيد ها را چگونه متوجه شويم ؟ در هر كمپاسي كه مي شنويد صداي ضرب هاي قوي و تاكيد ها ، همانگونه كه از تعريفش بر مي آيد از صداهاي ديگر بلند تر شنيده مي شود . اين صداي بلند امكان دارد توسط كاخن ، پالماس و يا هر دو ي آنها ، به گوش برسد 2 – هنگامي كه كمپاس از سر ضرب شروع نمي شود چگونه با شمارش شروع آن را پيدا كنيم ؟ حال امكان دارد در يك زمان كمپاسي در حال پخش و ما بخواهيم با شمارش ضرب آن را پيدا كنيم ؟ در اين حالت را حل مناسب را توضيح مي دهيم براي سهولت كار در شناخت شمارش كمپاس كافيست كه شمارس كمپاس را به دو بخش تقسيم كنيم در شش ضرب اول كمپاس صداي تاكيد ها با فاصله زماني بيشتري شنيده مي شود ( هر سه ضرب ) و در شش ضرب دوم فاصله زماني تاكيد ها كمتر ميباشد ( هر دو ضرب يا تك ضرب ) پس در نتيجه بهترين راه براي پيدا كردن ضرب كمپاس قسمت دوم ( شش ضرب دوم ) مي باشد در كمپاس سنتي در بخش دوم صداي تاكيد ها يك ضرب در ميان شنيده مي شود يعني ضرب هاي 6 ، 8 ، 10 در كمپاس مدرن در بخش دوم تاكيد ها در ضرب 7 و 8 پشت سر هم و ضرب 10 با يك ضرب فاصله تاكيد مي شود با اين روش شمارش به سادگي و به دور از هرگونه پیچیدگی مي توانيد سر ضرب كمپاس را پيدا كرده و نواختن خود را با آن تطبيق دهيد توضيح اوليه : فرق اين سولئا با سولئا (اول) اضافه شدن تكنيك هاي جديد در فالستا ها ( لگاتو) و تغير در نواختن يامادا ها با حفظ چهارچوب (سولئا اول ) مي باشد يامادا : »»دانلود : يامادا ( سولئا دوم ) ( شروع قطعه ) استفاده از تكنيك لگاتو و رعايت اصول اين تكنيك : 1- لگاتو : كشيده شدن صداي يك نت بر روي نت بعدي اين تكنيك در شروع فالستا اول به كار برده مي شود . در انجام دادن اين تكينيك بايد به موارد زير توجه داشته باشيد در هنگام كوبش و كشش در اجراي اين تكنيك نبايد دچار هيجان و سرعت شد . توجه داشته باشيد كه اجراي سريع اين تكنيك آن هم براي دفعات آغازين باعث خستگي مفرط در انگشتان دست مي شود قدرت تمام انگشتان اجرا كننده اين تكنيك بر روي دسته گيتار بايد در هنگام كوبش و كشش بايد با هم برابر باشد تا صداي مورد نظر از گيتار شنيده شود فالستا اول : »» دانلود ( فالستا اول ) استفاده از تكنيك p به همراه لگاتو : 2- رعايت دقيق تكنيك p : در اين تكنيك كه با انگشت شصت نواخته مي شود ، مچ دست راست كمي به سمت بيرون متمايل مي شود و شصت به سمت داخل متمايل مي گردد نكته : ضربه اي كه با انگشت شصت به سيم وارد مي شود با يد به شكلي نواخته شود كه صداي ايجاد شده را گوشت دست به پشتوانه ناخن دست ايجاد كند ضربه p تركيبي از فشار وارد شده با گوشت شصت و در نهايت اصابت ناخن به سيم مي باشد »» دانلود : فالستا دوم »» دانلود : فالستا سوم ( از كنار ) »» دانلود : فالستا سوم ( از روبرو ) فالستا سوم : استفاده از تكنيك p و i دراين نوع آرپژ انگشت شصت همانند تكنيك p عمل ميكند و انگشت I به طرف داخل مايل مي شود و با قسمت كناري انگشت ضربه زده مي شود »» سولئا دوم ( اجراي كمپاس ) »» دانلود استفاده از راسگوادو 6 تايي در سوئا اول راسگوادو به صورت چهار تايي اجرا شد ( e.a.m.i ) . در سولئا دوم به صورت شش تايي (e.a.m.i.i.i) اجرا مي شود . اجراي اين راسگوادو در اين دستگاه بسيار تفكيك شده مي باشد و ضربات شما بايد بدون كمك گرفتن از كف دست ، به صورت شلاقي به سمت سيم ها پرتاپ شود »» سولئا دوم ( اجراي كمپاس آخر ) »» دانلود -------------------------------------------------------------------------------- نکات قابل توجه : 1- درس های در نظر گرفته شده برای آموزش : شیوه نواختن صحیح دستگاه های فلامنکو بر پایه کمپاس و اصول نوازندگی گیتار فلامنکو در دستگاه های سولئا ( solea) ، تانگو ( Tango) ، رومبا ( Rumba ) ، سگریاس ( segerias) ، آلگریاس ( Alegrias ) ، گوآخیراس ( guajiras ) و بولریاس ( Bulerias ) می باشد که در حدود 20 جلسه ادامه خواهد داشت 2- کتاب های مورد نظر : این دروس از روی کتاب های آموزش گیتار خوان مارتین و کتاب 42 قطعه خوان مارتین تهیه و تنظیم شده است که به علاقه مندان به یادگیری گیتار فلامنکو توصیه می کنیم این کتاب ها را تهیه کنند این کتب در اکثر کتاب فروشی معتبر در ایران موجود می باشد ( آموزش گیتار خوان مارتین ) و ( 42 قطعه از خوان مارتین ) ، هر دو کتاب ترجمه و تالیف فرزاد امیرانی علاقه مندان به یادگیری نوازندگی در سبک فلامنکو با پیگیری ، تمرین و دقت در این مطالب می توانند به سطح مطلوبی از نوازندگی برسند آموزش مقدماتی نوازندگی گیتار در سبک فلامنکو ( قسمت اول . سولئارس ) آموزش گیتار خوان مارتین درس اول نکات قسمت اول : 1 – کمپاس سولئا : ( مدرن و سنتی ) 2 – سولئا 1 ( خوان مارتین ) بدون کمپاس 3 – فالستا اول ( سولئا 1 ) ( خوان مارتین ) ( همراه با کمپاس ) 4- یامادا و کمپاس اول ( سولئا 1 ) ( خوان مارتین ) ( همراه با کمپاس ) کمپاس در سولئا : »» دانلود : کمپاس سولئارس ( صوتی ) به طور كلي كمپاس ها در غالب دو فرم اجرا مي شود 1 – سنتي : فرم اصلي كمپاس مي باشد ، كه ضرب هاي قوي در آن روي ضرب هاي 3 ، 6 ، 8 ، 10 و 12 مي باشد › › › › › 1 . 2 . 3 . 4 . 5 .6 . 7 . 8 . 9 . 10 . 11 . 12 2 – مدرن : تفاوت كمپاس مدرن با سنتي در ضرب 6 مي باشد . به اينگونه كه ضرب ششم قوي زده نشده و به جاي آن ضرب هفتم را قوي مي زنيم . پس ضرب هاي قوي در كمپاس مدرن در ضرب 3 ، 7 ، 8 ، 10 و 12 شنيده خواهد شد › › › › › 1 . 2 . 3 . 4 . 5 .6 . 7 . 8 . 9 . 10 . 11 . 12 شمارش كمپاس در تئوري و نوشتار ، از ضرب يك شروع مي شود ، در صورتي كه هنگام همراهي ضرب 12 ضرب مبدا قرار مي گيرد › › › › › 12 .1 . 2 . 3 . 4 . 5 .6 . 7 . 8 . 9 . 10 . 11 علامت آكسان ( نشان دهنده تاكيد ) ( منظور از تاكيد ضرب قوي مي باشد ) › »» دانلود : سولئا 1 ( خوان مارتین ، بدون کمپاس ) يا مادا و كمپاس اول : ( همراه با کمپاس ) »» دانلود ( تصویری ) تكنيك هاي لازم براي اجرا : 1- ضربه زدن با انگشت ( i) يا ( a و m ) : نكته مهم درضربه زدن ( I ) يا ( a و m ) ، نواختن نه محكم ضربه زدن مهمترين نكته در ضربه شلاقي ( i ) مي باشد در اين حركت انگشت ( i ) به صورت شلاقي به سمت سيم ها پرتاب مي شود . بايد دقت كنيد در اين حركت ، براي قدرت بيشتر در ضربه زدن از گير دادن انگشت به كف دست استفاده نكنيد . سعي كنيد به طور كلي از مفصل انگشت براي قدرت ضربه استفاده كنيد . اينگونه تمرين كردن باعث ورزيده شدن انگشتان براي اجراي تكنيك هاي آينده مي گردد . به طور مثال براي اجراي تكنيك راسگوادو پيوسته احتياج به قدرت مناسب در مفاصل انگشتان خواهيد داشت و با گير دادن انگشت به كف دست قادر به انجام صحيح آن نخواهيد بود ( اين تكنيك در زمان مورد نظر توضيح داده خواهد شد ) 2 – راسگوادو ( تكنيكي حياتي در نواختن قطعات و انتقال درست حس موسيقي فلامنكو به شنونده ) حركت متوالي انگشتان ( e ، a ، m ، i ) راسگوادو نام دارد . دقت كنيد كه اين حركات بر پايه توضيحاتي كه در بالا ذكر شد بايد انجام شود . به خصوص نكته مهم گير ندادن به كف دست توجه داشته باشيد در اجراي اين تكنيك تمامي انگشتان همزمان نبايد به سيم ضربه بزند و تفكيك بودن ضربات حائز اهميت است چگونه تفكيك شده ضربه بزنيم ؟ مترونم ، ضرب پا و شمارش با ثانيه هاي ساعت . به اينگونه كه با هر ضرب يكي از انگشتان را بدون حركت مچ دست به سمت سيم پرتاب مي كنيم در انتهاي يامادا با حركت انگشت p بر روي سيم ها دو آكورد به صورت متناوب صدا در مي آيد . نكته مهم در اجرا اين آكورد ها بايد دقت شود كه فقط نت هاي خواسته شده به صدا درآيد مثلا در آكورد مي ماژور چهار سيم زير گيتار را به صدا در مي آوريم و دو سيم بالا به صدا در نمي آيد فالستا اول : »» دانلود ( همراه با کمپاس ) نكات مهم در نواختن فالستا اول : 1 - رعايت دقيق تكنيك p : در اين تكنيك كه با انگشت شصت نواخته مي شود ، مچ دست راست كمي به سمت بيرون متمايل مي شود و شصت به سمت داخل متمايل مي گردد نكته : ضربه اي كه با انگشت شصت به سيم وارد مي شود با يد به شكلي نواخته شود كه صداي ايجاد شده را گوشت دست به پشتوانه ناخن دست ايجاد كند ضربه p تركيبي از فشار وارد شده با گوشت شصت و در نهايت اصابت ناخن به سيم مي باشد تفاوت ضربه p در كلاسيك و فلامنكو : در فلامنكو صدايي كه توليد مي شود توسط گوشت انگشت شصت است نه ناخن آن اما در گيتار كلاسيك صداي ايجاد شده توسط شصت ، با ناخن مي باشد 2 – آرپژ ( p . i) : دراين نوع آرپژ انگشت شصت همانند تكنيك p عمل ميكند و انگشت I به طرف داخل مايل مي شود و با قسمت كناري انگشت ضربه زده مي شود

ماسانوری تاکاهاشی آهنگساز و نوازنده ژاپنی در ۴ فوریه ۱۹۵۳ در شهر تویوهاشی در کشور ژاپن بدنیا آمد. او بعدها برای خود نام مستعار کیتارو را برگزید.او سابقا ساکن ایالت کلرادو در آمریکا در مزرعه شخصی خود بود اما هم اکنون ساکن شهر سباستوپل در شهرستان سونوما در شمال سانفرانسیسکو می باشد. پدر و مادر او هر دو کشاورز بودند. او از کودکی متوجه میشود که با دهقانان اطراف خود متفاوت است و همیشه در سرش صدای موسیقی میشنود. پس یک گیتار میخرد و بدون معلم و با روش سعی و خطا، گیتار نوازی میآموزد. به گفته خودش او که هرگز معلم نداشته، آموختهاست که تنها به گوشها و احساسات خود اعتماد کند. باورش دشوار است، ولی یکی از بزرگ ترین آهنگسازان جهان سواد موسیقی به مفهوم کلاسیکش را ندارد. او میگوید : من هرگز تحصیل نکردهام. من نمیتوانم نتهای موسیقی را بخوانم یا بنویسم. اما انگشتانم حرکت میکنند و من متعجب میشوم که این موسیقی از کجاست، من آهنگهایم را مینویسم ولی در واقع آنها متعلق به من نیستند. همین آوای درونی او را بر آن میدارد تا پس از پایان دبیرستان، قید شغلی را که پدر و مادر برایش در شرکتی محلی دست و پا کرده بودند، بزند و راهی سفر به شهرهای بزرگ ژاپن شود تا شاید بتواند در آن جا موسیقی را به حرفه خود تبدیل کند.کیتاروی جوان در ابتدا مجبور میشود در رستورانهای توکیو و یوکوهاما گارسونی کند، اما کم کم به دلیل تجربه اش در نواختن چند ساز مختلف توانست در کلوبهای شبانه به عنوان نوازنده استخدام شود.پس از مدتی کیبورد نوازی در کلوبهای شبانه با ساز جادویی سینتی سایزر آشنا میشود و این نقطه عطفی برای او و حتی موسیقی جهان است. پس از مدتی کار با سینتی سایزر به گروه «خانواده خاور دور» میپیوندد و با آنان در سراسر اروپا کنسرت میدهد. در سال ۱۹۷۷ دو آلبوم نخستش «داستان ماه کامل» و «بهشت» را منتشر میکند. پس از موفقیت آلبومها و اجرای چند کنسرت، شبکه تلویزیونی «اناچکی» برای ساخت موسیقی سریال مستند «جاده ابریشم» به سراغ او میآید. نمایش این مستند و انتشار آلبوم آن، موجی از شهرت و محبوبیت بینالمللی را به همراه دارد که در نهایت منجر به بردن جایزه گرمی برای دو بار و جایزه گلدن گلوب و ساخت موسیقی فیلم «بهشت و زمین» برای الیور استون کارگردان آمریکایی میشود. وی تاکنون ۳۰ آلبوم منتشر کرده که بسیاری از آنها جزو پرفروش ترینها بودهاند.
کیتارو موسیقیدانی در سبک New Age است که یکی از بزرگترین موسیقیدانان دنیا میباشد که در قید حیات هم نیز میباشد . تمامی اثار با فرمت MP3 و بالاترین کیفیت 320 میباشند .
برای دانلود به ادامه مطلب بروید ...
ادامه مطلب...

لودویگ وان بتهوون یا لودویگ فان بتهوفن یکی از موسیقیدانان برجستهٔ آلمانی بود که بیشتر زندگی خود را در وین سپری کرد. وی یکی از بزرگترین و تأثیرگذارترین شخصیتهای موسیقی در دوران کلاسیک و آغاز دورهٔ رمانتیک بود. بتهوون، بهعنوان بزرگترین موسیقیدان تاریخ، همیشه مورد ستایش قرار گرفته و آوازهٔ او موسیقیدانان، آهنگسازان، و شنوندگانش را در تمام دوران تحت تأثیر عمیق قرار دادهاست. در میان آثار شناختهشدهٔ وی میتوان از سمفونی نهم، سمفونی پنجم، سمفونی سوم، سونات پیانو پاتتیک، سونات مهتاب، و هامرکلاویِر، اپرای فیدِلیو و میسا سولِمنیس نام برد.
بتهوون بیشتر اوقات با خویشاوندان و بقیه مردم نزاع و با آنان به تلخی برخورد میکرد. شخصیت بسیار مرموزی داشت و برای اطرافیانش به مانند یک راز باقی ماند. لباسهایش اغلب کثیف و بههمریخته بود. در آپارتمانهای بسیار بههمریخته زندگی میکرد. بسیار تغییر مکان میداد. طی ۳۵ سال زندگی در وین، حدود چهل بار مکان زندگیاش را تغییر داد. در معامله با ناشرانش همیشه بیدقت بود و اکثر اوقات مشکل مالی داشت.
بسیاری معتقدند موسیقی بتهوون بازتاب زندگی شخصیِ اوست که در اکثر اوقات تجسمی از نبرد و نزاع همراه با پیروزی است. مصداق این توصیف را میتوان در اکثر شاهکارهای بتهوون، که بعد از یک دشواری سخت در زندگیاش پدید آمدند، یافت. او در سال ۱۸۰۲ در هایلیگِنشتاد (روستایی خارج از وین) وصیتنامهای خطاب به دو برادرش نوشت که به وصیتنامه هایلیگِنْشتاد معروف است. پس از واقعه هایلیگنشتاد و غلبه بر یأسش از ۱۸۰۳ تا ۱۸۰۴ سمفونی عظیم شماره ۳ خود به نام اروئیکا را که نقطه تحول در تاریخ موسیقی است، تصنیف کرد.. بعد از ۱۸۱۸ مسائل داخلیِ زندگی بتهوون مانع از انفجار خلاقیت او نشد و بعضی از بزرگترین آثارش: میسا سولِمنیس، سمفونی شماره ۹، آخرین سوناتهای پیانو و آخرین کوارتتهای زهی را به وجود آورد. او از سال ۱۸۰۰ به ناشنوایی تدریجیِ خود پی برد. برای یک آهنگساز و نوازنده هیج اتفاقی نمیتواند ناگوارتر از ناشنوایی باشد، اما حتی آن هم نتوانست مانعی جدی برای بتهوون باشد. آخرین کارهای او شگفتی خاصی دارند، و بسیاری آنها را مملو از معانی مرموز و ناشناخته به شمار میآورند. بتهوون را بزرگترین هنرمند تاریخ موسیقی و پیانو میدانند.
حتی اگر به موسیقی سنفونیک هم علاقه ندارید این مجموعه را دانلود نمایید . بتهوون یکی از پایه گذاران و تاثیرگذارترین شخصیتهای این سبک موسیقی میباشد . موسیقی سمفونیک شاید یکی از معجزه امیز ترین سبک های موسیقی در ارامش روحی ادمی و متمرکز کردن خط انرژی ذهنی انسان میباشد . شما مطمئنا میتوانید با شنیدن این موسیقی افکار خود را کنترل و به سوی یک هدف متمرکز کنید . شک نکنید که آرامشی که در شنیدن موسیقی سنفونیک میباشد در هیچ سبک موسیقی دیگر یافت نمیشود . این مجموعه یکی از کمیاب ترین مجموعه هایی است که وطن دانلود افتخار تهیه ان را برای هموطنان عزیز و بازدیدکنندگان شریف این سایت تهیه نموده است . این مجموعه تمامی البوم های بتهوون که 20 البوم میباشد را در بر میگیرد و همچنین تمام اثار که بیش از 2700 اهنگ با فرمت MP3 و بالاترین کیفیت 320 به همراه کاتالوگ هر البوم میباشد
برای دانلود به ادامه مطلب بروید...
ادامه مطلب...
آيا درست است كه ويلن سخت ترين ساز دنياست؟
ويلن به دليل نداشتن Feret Board ( يعني نشانه ايي براي محل دقيق انگشت گذاري كه در ساز هاي ايراني به آن پرده يا دستان مي گويند ) يكي از سخت ترين ساز هاي دنياست . به اين معني كه نوازنده بايد با شنيدن زياد موسيقي و يادگيري سرايش ( سلفژ ) گوش خود را تقويت كند تا بتواند جاي دقيق صداها را پيدا كند و صدايي خوش از اين ساز توليد نمايد
. تفاوت آموزشي ويلن ايراني و ويلن كلاسيك چيست ؟
در اصل ويلن يك ساز موسيقي كلاسيك غرب است ولي به دليل قابلت هاي فراوانِ اين ساز، مي توان هر نوع موسيقي را با آن اجرا كرد . در شيوه ي كلاسيك ، كوك اين ساز هميشه ثابت است و براي آموزش آن از متدهاي آموزشي غربي استفاده مي شود . در شيوه ي ويلن ايراني متدي كه در هنرستان آموزش داده مي شود مورد استفاده قرار گرفته و بعد از آموزش مقدماتي اين ساز به نواختن رديف موسيقي ايراني پرداخته مي شود ، كوكهاي مورد استفاده در اين ساز بسيار متنوع بوده و توسط هنرمندان خوش ذوق و مبتكر پيشنهاد شده است و براي هر دستگاه كوك مخصوص آن استفاده مي شود .

اصول نوازندگی ویلن
در سلسله مقالات آموزشی" اصول نوازندگی ویولن" سعی بر آن است تا به تدریج با معرفی، دسته بندی و آموزش نکات متعدد و مختلف مربوط به نوازندگی این ساز، هنرجویان به درکی صحیح در این زمینه دست یابند. همواره در نوازندگی ویولن باید به این اصل توجه داشت که انتخاب طبیعی ترین شکل و فرم برای اندام های مختلف بدن در انجام فعالیت های نوازندگی، صحیح ترین راهکار اجرایی است و انتخاب هر وضعیت غیر طبیعی برای اعضای مختلف بدن، که نوازنده برای استمرار و حفظ آن وضعیت نیازمند صرف نیروی اضافی یا بوجود آوردن کشش های نامتعارف در اعضا گردد، اشتباه است.
در نظر داشتن اصل بالا، باعث می گردد تا تمرین و نوازندگی ساز آسانتر انجام پذیرفته و مشکلات اجرایی جملاتی که نواختن آنها با حفظ حالات اشتباه و غیر طبیعی، ناممکن بوده حل گردد. از طرف دیگر رهایی از استیل های اشتباه باعث می گردد تا نوازندگی با خستگی بیش از اندازه همراه نگشته و لذت بخش شود.
- نحوه دست گرفتن ساز
بطور کلی ویولن در هنگام نواخته شدن با سه نقطه چانه، شانه و دست چپ در تماس است و هر یک از این نقاط بخشی از بار دست گرفتن ساز را به دوش می کشند. هرچند، نوازنده باید بتواند که ویولن را بدون کمک گرفتن از دست چپ و فقط با کمک گردن و شانه نگاه دارد.
شانه و گردن:
نوازنده نباید برای نگهداری ساز بر روی شانه چپ، آنرا بالا کشد و شانه باید در هنگام گرفتن ساز به همان وضعیت افتاده خود در حالت طبیعی بدن باقی ماند. طبیعی است اگر گردن نوازنده بلند باشد، او ناخودآگاه برای با تسلط گرفتن ساز، نیازمند بالا کشیدن شانه و یا خم کردن اضافی گردن خود به سمت پایین است که البته اتخاذ هر یک از دو مورد فوق توسط نوازنده اشتباه است.
زیرا برای حفظ اولی او باید یک توان اضافی را به شکل بیهوده ای صرف بالا نگه داشتن شانه گرداند که هم باعث خستگی او شده و هم دائما درصدی از فکر او بایستی به حفظ این حالت معطوف باشد. مورد دوم نیز، از آنجا که غضروف ها و مهره های گردن را به حالت کشش بیش از اندازه می اندازد و بر آنها فشار وارد می کند، مطلوب نیست.
بالشتک ویولون
به دو شکل می توان از این معضل رهایی یافت: نخست آنکه به وسیله تکه پارچه ای که بر روی خود برگردانده شده و یا به اصطلاح " تا " شده و در زیر ویولن قرار گرفته است، این ارتفاع تامین گردد و دیگر آنکه از بالشتک های مخصوص کارخانه ای استفاده گردد. انتخاب یک بالشتک مناسب بسیار مهم بوده و می تواند تاثیر بسزایی بر راحت تر نواختن داشته باشد.
نوع مرغوب این بالشتک ها، که دارای قابلیت تنظیم ارتفاع در دو طرف خود است، میتواند مناسب ترین وضعیت ارتفاعی را به شکلی مطلوب در اختیار نوازنده قرار دهند و از دیگر سو، این بالشتک ها که در نقاط پایه ای خود به صورت مفصلی به بدنه اصلی متصل می گردند قابلیت چرخش محدود پایه ها را به بالشتک می دهد که باعث می گردد تا این ابزار از حالت بی انعطافی خارج گشته و به وضعی مناسب بدن نوازنده با ساز ارتباط یابد.
نکته مهمی که باید در این بالشتک ها رعایت گردد، وضعیت طراحی صحفه کف بالشتک و چگونگی طراحی قوس آن است، بطوریکه بالشتک کاملا بتواند از طرفی بر شانه قرار گرفته و از طرف دیگر بر روی استخوان ترقوه و کناره قفسه سینه بنشیند. بر روی صفحه کف باید از فوم یا ابر با ضخامت مناسب پوشانده شده باشد و از استفاده از بالشتک هایی که در آنها از فوم استفاده نشده و یا جنس فوم آنها کیفیت نبوده و دوام ندارند، توصیه نمی شود. در بالشتک های مرغوب پایه ها قابلیت فاصله گیری عرضی از یکدیگر راداشته و بر این اساس می توانند در ویولن هایی با اندازه های متفاوت پشت به پشت کاسه پایینی بکار روند. این قابلیت همچنین باعث می گردد تا بتوان محل قرار گیری بالشتک بر کاسه پایینی را تغییر داد و کنترل و تسلط بهتری بر ساز بدست آورد.
در اینجا باید به یکی از مهمترین مزایای استفاده از بالشتک توجه داشت و آن عدم تاثیرگذاری بالشتک در صدای حاصله از ویولن است. بالشتک باعث می گردد تا بخشی از صدای ساز که به هرحال از طریق صفحه پشتی خارج می گردد جذب پارچه لباس نوازنده نگردد و صدایی خالص از ساز حاصل گردد. ( جالب اینجاست که پارچه های با جنس های متفاوت، می تواند تاثیرات متفاوتی بر صدای ساز گذارد که امتحان آنرا برای علاقه مندان می گذاریم.)
میزان بالا بردن دست چپ:
در حالت کلی، نوازنده باید دست چپ را تا جایی بالا برد که ساز و دسته آن امتدادی افقی با زمین پیدا کند و بهتر است ساز بگونه ای گرفته نشود که دسته و سرپنجه ساز به سمت زمین و یا برعکس آن نشانه گرفته شود. زیرا در حالت اول ستون مهرها به کشش بی مورد به سمت پایین می افتند و همچنین در این حالت، به علت خمودگی نوازنده، تنفس او مشکل تر می گردد. در حالت دوم نیز به مهرهای گردن در جهت معکوس فشار وارد می گردد.

تاریخچه ویلن:
ويولن سازي است که مسلما يکي از زيباترين ساخته دست بشر و يکي از دمدمي مزاج ترين آنهاست. شايد بسيار صعب الوصول بودن آن است که بر اعجازش مي افزايد جز براي کسي که برده وار داوطلبانه و از صميم قلب خود را تسليم اين ساز کند ويولن سر نافرماني و لجبازي خواهد داشت و نواهاي چند گانه و دامنه نامتناهي لطايف خود را دريغ خواهد کرد و شخص مي ماند با يکي از آلات دوست داشتني موسيقي که رنجيده دل است و بلا استفاده.
هيچ ويولني مثل ويولن ديگر نيست و هر يک مانند يک وجود بشري ويژه و منحصر به فرد است.
در نواختن ويولن نوازنده موجودي مستقل است هيچ دست بيگانه اي در ملک طلق او اختيار ندارد و هيچ گوشي جز گوش او زير و بم صدا را تعيين نخواهد کرد و به محض اينکه آرشه اش ساز را لمس کند چالشي شگفت انگيز آغاز مي شود.
اين ارتباط شگفت بين ويولن و نوازنده است که اين ساز را منحصر به فرد ساخته.
نوازنده در اين راه هرگز اجازه ندارد که خسته شود گر چه مکن است بارها با ناکامي رو به رو شود ولي هرگز نبايد از پا بيافتد.
وجهه جهاني ويولن را مي توان در سازگاري آن با فرهنگهاي مختلف ديد.
اين ساز هيچ محل ثابت و ساکني به عنوان تکيه گاه ندارد و خود نوازنده نيز چنين وضعي دارد جز در آن نقاطي که پايش زمين را لمس مي کند. دستهاي نوازنده بايد تا حد زيادي انعطاف پذير و قوي و داراي حالت فنري باشد و هميشه در سطح شانه يا در حدود آن سطح به کار گرفته شوند
هر چند ويولن نواختن حرفه بسيار پر زحمتي است ولي خوب ويولن نواختن به هيچ وجه غير ممکن نيست و در واقع در آموزش دادن فرا گرفتن و تسلط يافتن بر آن رضايتي عميق و طولاني نهفته است.
براي دستيابي به نوازندگي بهداشت هم خيلي مهم است: پاکيزگي- برانگيختن جريان خون به کمک اختلاف دما- مالش پوست با دستکش زبر- حرکتهاي ورزشي خاص- استراحت متناوب
ويولن يک ساز ظريف و فرنگي است و طبق نمونه هاي که ساخته مي شود از 58 قطعه مختلف که به طرز دقيقي با هم جور شده اند و وزن آن در حدود 400 گرم مي باشد و ابتدا توسط سازنده ايتاليايي گاسپارو برتولوني اختراع شده است.
از شاگردان مشهور گاسپارو برتولوني آ آماتي بود که او هم بهترين سازنده ويولن در سطح جهان را پرورش داد يعني آنتونيو استراديواريوس.
تا کنون کسي در جهان پيدا نشده که نه تنها بتواند هنر او را تکميل نمايد بلکه قادر نبوده ويولني بسازد که از حيث زيبايي و صوت بتواند با ويولن هاي آنتونيو استراديواريس برابري نمايد.جلا و ظاهر خوش ويولن استراديواريس چيزي در حد کيفيت خورشيد که روي پوست ابريشمي تابيده باشد است و هم چنين نرمي و لطافت خاص و منحصر به فرد يا مي توان گفت پختگي.
يکي از کارهاي استراديواريوس ايجاد ويولن کنسرت است که با طنين نيرومند خود در کنسرتها مقام ارجمند دارد و موسيقي بيشتر از اين لحاظ مديون استراديواريوس مي باشد.
تاکنون متجاوز از سه قرن از اختراع اولين نمونه ويولن توسط گاسپارو برتولوني ميگذرد و در اين مدت با وجودي که کشفيات جديدي در علوم فيزيک و شيمي نموده اند نه تنها نتوانسته اند در ساختمان ويولن تغييري بدهند بلکه از رموز کار سازندگان قديم نيز چيزي درک نکرده اند.
اجداد ويولن تير و کمان.
شکل و ساختار ويولن به مثابه بدن يک مونث است به طوري که خط راست ندارد هر چيزي داراي انحنا است کمري زيبا –گردن باريک-پشت گرد شده.
وسيله موسيقي به حد اعلا احساسي و زيبا.
قسمتهاي مختلف ويولن:
اين ساز داراي چهار سيم است که از بم به زير به ترتيب سل ر لا مي کوک مي شود.و به دو طريق اجرا ميشود با آرشه و پيسکاتو
قسمتهاي ساز: 1.تنه 2. دسته 3. خرک و ضمائم.
1. تنه: جعبه اي که ما بين طبله و زيره و جدارهاي طرفي محصور شده است. در روي طبله سيمها-گريف-خرک-سيم گير-و دو شکاف اف قرار دارد. و صدمه پذيرترين بخش ويولن است.
2. دسته يا گردن: در واقع دنباله چوب آبنوس تکيه سيم هاست که محل انگشت گذاري نوازنده در بالاي آن است. انتهاي دسته به جعبه چوبي ختم مي شود که سيم ها در درون آن به دور گوشي ها پيچيده ميشوند.
3. خرک: ما بين سيم ها و طبله ويولن قرار گرفته و فشار سيم ها آن را به طور عمودي نگه مي دارد. نقش خرک اين است که ارتعاش سيم ها را به جعبه ويولن منتقل کند.
4. سيم گير: . سيم گير از آبنوس ساخته مي شود و در فاصله اندکي از خرک تا آخر تنه ويولن کشيده شده است در ته سيم گير تسمه اي از جنس روده است که به دکمه اط که در قسمت پائئن جدار تعبيه شده بند مي شود.
نقش اين ساز چه در ارکستر بزرگ چه به طور جمعي و انفرادي آنقدر پر اهميت است که آن را شاه سازها گفته اند.
مشکلات اموزش ویلن:
در دنياي بزرگ و با عظمت هنر , خود را آنقدر کوچک ميبينم که برازنده و لايق نام هنرمند نباشم. هميشه گفته ام که خودم را يک هنردوست مي دانم. در بيان بزرگان موسيقي , جايي براي اظهار نظر درباره ي اين هنر " هنر اول " براي بنده نمي ماند. اما در مقام يک دوست , در يک گپ دوستانه شايد بتوان , نه در مورد موسيقي که در مورد وضعيت موزيسين ها چند جمله اي را بيان کرد.
اينکه , يک هنرجو از اولين جلسه ي يادگيري ويلن کلاسيک , چه مسيري را طي مي کند و با چه کمبودها و مشکلاتي مواجه مي شود. اميد است عرايض ناقابل بنده , کمک هر چند کوچکي را به شناخت ناهمواريهاي راه برساند.
از آنجايي که ويلن , ساز کلاسيک است , بدون شک و يقينا , يک هنرجو از ابتدا بايد آنرا با مِتُدِ کلاسيک بياموزد. همانطور که اساتيد بزرگ , حتي موسيقي ايران نظير: استاد ابوالحسن صبا , چندين سال و نزد بهترين استادان ويلن کلاسيک , همين مسير را طي کردند و پس از يادگيري ويلن بصورت کلاسيک , با آن ساز توانا موسيقي ايراني را اجرا کردند. پس از يادگيري ويلن تا حدي که مشکلات نوازنده را بر طرف کند , او مي تواند در هر گرايشي ادامه ي نوازندگي خود را پي بگيرد , اما نکته ي مهم کيفيت آموزش ويلن به روش کلاسيک است که پايه ي موفقيت نوازنده را در هر گرايش بعدي , رقم مي زند. پر واضح معلوم است هر گونه نقصي در پايه ي آموزش , اثرات بد و عادات نادرستي را در هنرجو ايجاد مي کند که رفع آن عادات نادرست , بعضا" به مراتب سخت تر از يادگيري درست آنها از ابتدا مي باشد.
به عنوان يک معضل در اين ميان از کمبود کتاب ها و اتودها و اجراها که در کشورهاي اروپايي به وفور يافت شده و به آساني در دسترس هستند مي توان نام برد. مثلا" , اگر کتابي را که تمرين مي کنيم , در نظر بگيريم که اصل آن با CD و قطعات ساده و شيرين براي نوآموزان تهيه شده , حال آنکه تدريس فقط کتاب ( بدون CD و قطعه هاي مرتبط ) آموزش را خيلي خشک و کسل کننده مي کند و اغلب موجب دلزدگي هنرجو مي شود. نبود معلمان تراز اول يا کم بودن آنها نيز از طرفي ديگر باعث پايين ماندن سطح نوازندگي شده , بخصوص که معلمان خوب فقط در تهران مشغول به فعاليت هستند و بنابراين امکان ادامه ي يادگيري ويلن در حد حرفه اي براي بسياري از هنرجويان مستعد فراهم نمي باشد. عدم توجيه اقتصادي انجام کار هنري را نيز به اين مشکلات بيفزائيد تا ببينيد ديگر به جز يک عاشق چه کسي وقت و انرژي و جواني خود را در راه تحصيل موسيقي صرف مي کند.
اميدوارم در اين چکيده , خيلي انرژي منفي به شما دوستان نداده باشم , اما هدف من از اين گفتگو صرفا جلب حمايت اساتيد بزرگ بوده تا شايد با توجه بيشتر آنها مخصوصا" به شهرستانها امکان پيشرفت هنرجويان مستعد شهرستاني نيز فراهم آيد.
همه چیز در باره ی ویولن:

با نگاهی بر آثار بر جای مانده از نوازندگان بزرگ ویولن و سیر پیشرفت و تکامل تکنیک نوازندگی این ساز در طی تاریخ، به اسامی بزرگانی چون کرلی، تارتینی، ویوالدی، ویوتی، پاگانینی، ویوتام، وینیاوسکی و... بر خواهیم خورد که هر یک در دوره حیات خویش با نوآوری ها و ارتقای سطح تکنیک در زمینه نوازندگی و آثار، باعث پیشرفت و تکامل هنر نوازندگی این ساز گشته و جالب اینجاست که این پیشرفت هم گام با تکامل ساخت ویولن و آرشه بوده است.
در این میان، توانمندی ویولن در زمینه نواختن نت های مشخص به اشکال متفاوت در پوزیسیون ها و سیم های مختلف و با آرشه گذاری های گوناگون باعث می گردد تا دست نوازنده ویولون در اجرا بسیار باز بوده و نوازندگان مختلف با نگرش ها و دیدگاه های متفاوت اجرایی، انواع مختلفی از ادیت در ویولن را در اجرای جملات آثار برگزینند و از همین روست که همواره شاهد اجراهایی با خصوصیات و تاملات کاملا متفاوت با یکدیگر از یک اثر هستیم و همین تفاوت نگرش ها و قرائت ها است که باعث بروز خلاقیت ها و آفرینش های مجدد و زیبا از یک اثر مشخص می گردد.
اما در این میان نکته ای که نباید از آن غافل بود تاثیری است که ساختار بعضی جملات خاص در آثار، بر ادیت قطعات می گذارد. همانطور که اشاره شد نوازندگان با دیدگاه های متفاوت اجرایی و نیز بهر گیری از ویژگی های منحصر به فرد ویولون، امکان انتخاب و گزینش حالات متفاوتی از اجرای جملات در یک اثر را خواهند داشت؛ اما گاه عوامل ساختار باعث می شوند تا انواع گزینه های متفاوت و قابل اجرای یک جمله خاص کنار گذاشته شوند و در نهایت یک منطق، حاکم بر روش اجرای یک جمله گردد.
• فرم اجرایی جملات اولین و مهمترین عامل تاثیرگذار بر منطق آرشه و انگشت گذاری است. در بسیاری از قطعات، مجموعه میزانهایی وجود دارند که به لحاظ شکل و فرم اجرایی دارای ساختاری یکسان و همانند هستند و به طور معمول برای نواختن آنها از یک یا چند تکنیک خاص که حالتی تکرار شونده دارد، استفاده می گردد.
• عامل بصری در نوازندگی ویولن که به درک بیننده از نوازندگی شخص باز می گردد و تاکید بر "ماهیت دیدن" از آنچه به مورد اجرا است، دارد. به گونه ای که گاه منطق حاکم بر بینایی و زیبایی شناسی حاصل از آن حکم می کند تا گزینه ای مشخص از میان سایر گزینه های ممکن، انتخاب شود و سایر گزینه ها بر اثر منطق حاکم بر این عامل، برای اجرای یک جمله به کنار گذاشته شوند.
جالب اینجاست که در زمینه نوازندگی ویولن هرگز نباید از تاثیرگذاری عامل بصری نواختن این ساز بر شنونده غافل بود و این از مواردی است که جاذبه و کشش بسیاری را در زمینه علاقه مندی به این ساز و لذت از نواختن آن ایجاد می کند. بنابراین، این اصل هم در شیوه نواختن زیبا و صحیح این ساز و رعایت اصول نوازندگی ویولن و هم در نحوه ادیت در ویولن بهتر است مورد توجه قرار گیرد.
• عامل شنوایی که تاکید بر "ماهیت شنیدن" شخص شنونده دارد و متاثر از عواملی چون تمپو، قدرت صدا، گلیساندو، زنگ و تمبرهای مختلف صدایی قابل اجرای یک نت و یا یک مجموعه نت می باشد و حاصل از امکاناتی است که ساز و تکنیک اجرایی در اختیار نوازنده قرار می دهد. این عامل نیز می تواند منطق حاکم بر گزینش نوع خاصی از ادیت در هنگام نواختن یک جمله گردد.
• وابستگی موسیقی به زمانه و دورانی که موسیقی در آن تصنیف گشته و سبک موسیقایی رایج در آن دوران هنری و وابستگی این شاخه از هنر به دیگر هنرها چون نقاشی، معماری و... نیز می تواند باعث گردد تا سیاقی خاص بر روش آرشه و انگشت گذاری حاکم گردد.
در اینجا لازم به یادآوری است که گاه ترکیبی از عوامل فوق می تواند تاثیرگذار بر منطق ادیت جملات خاص گردد. حال با این مقدمه، می توان به چگونگی تاثیرگذاری ماهیت عواملی چون دیدن، شنیدن، سبک و... و تاثیر آنها بر موسیقی که ایجاد کننده ساختار و فرم اجرایی در جملاتی خاص است، پی برد و از منطق انتخاب و گزینش ادیت در دسته جملاتی که این عوامل بر آنها تاثیر گذاشته است، آگاه گشت. در قسمت های بعدی بیشتر به تشریح این عوامل خواهم پرداخت.
1- در کتب آموزشی ویولن، تاکید بیشتر بر روی تکنیک های نوازندگی این ساز می باشد و تاکیدی بر روی آموزش ادیت وجود ندارد و حال آنکه این مقوله، خود یک مبحث جداگانه می باشد. گستردگی و پراکندگی بسیار زیاد مسائل دانش ادیت که هیچگونه جمع بندی مفید و کاملی برای آن وجود ندارد و همچنین کمبود یا عدم وجود منابعی که بصورت مدون این دانش را بررسی وآموزش دهد، همواره باعث می گردد تا هاله ای از ابهام و بی دانشی در این زمینه وجود داشته باشد.
2- با توجه به عوامل جهانی بودن و قدمت استفاده از ویولن به لحاظ تاریخی در دنیا، دروس و کتب مربوط به آموزش تکنیک ویولن دارای کثرت زیادی می باشد.
از دیگر سو، با توجه به بسیار دشوار بودن نوازندگی این ساز، پیشرفت در این ساز بطور معمول بسیار با کندی توسط هنرجویان صورت می پذیرد و از آنجا که بطورعمومی مدت زمان کلاسهای آموزشی برای این ساز بسیار کم در نظر گرفته می شود و تشکیل شدن اکثر کلاسهای آموزشی بصورت یکبار درهفته می باشد، غالبا فرصت آموزش این شاخه برای هنرجویان فراهم نمی گردد و بطور کلی فرصتی برای آموزش ادیت بوجود نمی آید.
3- بسیاری ازهنرآموزان ویولن خود تحت یک سیستم آموزشی جامع و مدون، این دانش را بطور کامل فرا نگرفته اند و همواره نوعی بی دانشی وعدم تعمق در رابطه با این موضوع مشاهده می گردد.
4- اصولا باید دانست که در تمام دنیا، ویولن سازی است که هزینه یادگیری آن حتی در سطوح عمومی، نسبت به سازهای دیگر بالاتر است و هنرجویان برای گذراندن سطوح تخصصی و سطح بالای این ساز، هزینه زیادی را باید بپردازند.
نوازندگان ویولن برای نواختن در سطح اعلای آن، نیازمند دانستن بسیاری از رموز و اطلاعات و دانسته های قیمتی هستند و متاسفانه این مورد باعث می گردد تا بسیاری از تنگ نظری ها در زمینه آموزش به هنرجویان بوجود آید و آنها نتوانند بطور کامل از آموخته ها و دانش استادان خود استفاده نمایند.
ب- تعریف :
ادیت(Edit) در ویولن دانش مربوط به انگشت گذاری و آرشه گذاری برای آثار تصنیف شده این ساز* است. بنابراین باید به این نکته که مفهوم این واژه بطور همزمان، برای هر دو مورد فوق کاربرد دارد، توجه نمود و معادل سازی واژه انگشت گذاری در فارسی، بجای واژه ادیت به دلیل عدم جامعیت آن، اشتباه می باشد.
ج- آغاز آموزش:
بطور کلی فراگیری ادیت باید در طول زمان دوره آموزش نوازندگی و به موازات آن توسط هنرجو انجام پذیرد. طبعا اولین و ابتدایی ترین آموزشهای ادیت در زمانی که هنرجو دروس مربوط به انگشت گذاری در دومین پوزیسیون ویولن را آغاز می نماید، می تواند با مقایسه انگشت گذاری ها در آن پوزیسیون و پوزیسیون اول شروع شود.
در واقع آشنا شدن هنرجو با مقوله ادیت، در آغاز بصورت آشنایی با علائم آن صورت می گیرد و سپس با آموزش دیدن هنرجو برای نواختن در پوزیسیون های مختلف دست چپ و به تبع آن نواختن آثار و آشنایی با ادیت های مختلف از یک اثر و مقایسه آنها با یکدیگر و همینطور مشاهده اجراهای مختلف توسط هنرمندان از یک اثر دنبال می گردد. گذشت زمان و پدید آمدن دیدگاهها و اطلاعات جدید، ازعواملی است که تاثیر بسزایی در یادگیری و ادیت کردن های نوازندگان ویولن دارد.
در این میان به دو نکته بایستی توجه داشت اول آنکه میزان اطلاعات استاد در این رابطه و پرسش وپاسخ میان هنرجو و هنرآموز نقش بسیار موثری در آشنایی هنرجو با این دانش دارد و دوم اینکه ادیت کردن صحیح یک اثر، مبتی بر یکسری اصول اساسی می باشد که در واقع با رعایت آنها ادیت نوازنده از اثر با ارزش تلقی می گردد.
د- معرفی علائم و نشانه ها:
برای آشنایی با ادیت کردن آثار ویولن یا نواختن آثار ادیت شده، نیازمند به آشنایی به یکسری علائم و نشانه های اولیه هستیم که در ذیل ارائه می گردند:
د- 1 : نشانه های دست راست: این نشانه ها عبارتند از شماره انگشتان دست راست که به ترتیب از انگشت اول سبابه، با شماره (1) لاتین و انگشت میانی با شماره ( 2) لاتین و تا آخر.
تصویر قسمتی از نت ادیت شده ویولن
برای نشان دادن حالت نواختن در سیمهای مختلف نیز از شماره های یونانی استفاده می گردد. بر این اساس سیم اول یا سیم "می" با علامت"I" ، سیم دوم یا سیم" لا" با علامت"II" ، سیم سوم یا سیم" ر" با علامت III"" و در آخر سیم چهارم یا سیم "سل" با علامت "IV" نمایش داده می شوند.
تذکر- 1: برای نشان دادن حالت نواختن یک نت بطور عمومی، از هر دوی علامات فوق استفاده می گردد تا مشخص شود نت مذکور در کدام سیم و با چه انگشتی بایستی نواخته شود.
د- 2 : برای نمایش جهت نواختن با آرشه، از علامت(V) برای آرشه چپ و از علامت (U) برای آرشه راست استفاده می گردد. برای نمایش نواختن نت ها بصورت گروهی در یک آرشه نیز، از علامت قراردادی لگاتو استفاده می گردد.
تذکر-2: در اکثر موارد، آغاز پاساژهای موسیقی با آرشه راست آغاز می گردد مگر آنکه نیازهای موسیقایی قطعه یا موارد تکنیکی نوازندگی، خلاف آنرا ایجاب نماید.
فیزیک بدن و قدرت بدنی نوازنده از مواردی هستند که بایستی در انتخاب ساز مورد توجه جدی قرار بگیرند. بسیاری از سازها برای نواختن یا حتی نگهداریشان در هنگام نواختن توسط نوازنده توان بدنی بالایی رامی طلبند و از طرف دیگر نباید از نقش فیزیک بدن نوازنده نیز غافل شد، زیرا این امر در کوتاه مدت و دراز مدت تاثیرات زیادی را دارد.

گاهی به کلی�?نی که برای سازها است�?اده میشود نقره یا طلا می ا�?زایند تا خاصیت اصطکاک ان ا�?زایش یابد .علاوه بر نوازندگانرقاصان باله نیز هم گاهی از پودر کلی�?ن برای ک�?ش هایشان است�?اده می کنند تا ازسر خوردن جلوگیری کنند همچنین بازیکن توپ گیر در بیسبال و در بعضی ورزشها برایپرتاب بهتر توپ از کلی�?ن است�?اده می شود.
جنوب چین , شمال ویتنام , ایالت هایاتلانتیک جنوبی و خلیج شرقی امریکا و در اروپا بخش les landesدر �?رانسه از مناطقتولید کننده کلی�?ن به حساب می ایند.
جالب است بدانید که نام کلی�?ن از Colophony or Colophonia Resina می اید که مشتق از نام شهری قدیمی به نام Colophon است.

انگشت گذاری در سیم های غیر مجاور:
همانند بند قبل، انگشت گذاری در سیم های غیر مجاور نیز باید با جلوگیری نمودن از ایجاد هر حرکت اضافی در ناحیه دست، صورت پذیرد.
مچ نوازنده درهنگام تعویض سیم بم به سیم زیر غیر مجاور، نباید دچار شکستگی به سمت راست گردد و همچنین نیازی به خروج آرنج از زیر گریف به سمت راست در هنگام تعویض سیم زیر به سیم بم نمی باشد.
3/1/4/1: هنگامی که در یک پوزیسیون دست چپ نیاز باشد تا یک شماره انگشت بلافاصله پس از نواختن در یک سیم، در سیم مجاور و یا غیر مجاور خود گذاشته شود و از طرف دیگر فاصله طولی انگشت از شیطانک در سیم جدید تغییر نیافته باشد،دقت به محل دقیق نشستن انگشت ضروری است(مانند اجرای نت- دو بکار- در پوزیسیون اول سیم سل بلافاصله پس از نت- لا بکار- در همان پوزیسیون سیم می با انگشت سوم در گام دو ماژور).
زیرا با توجه به سه اصل اشاره شده قبلی یعنی چرخش دست به سمت گریف ، لزوم پرهیز نوازنده از دادن حرکات اضافی به دست چپ برای انگشت گذاری و لزوم نشستن انگشتان از نیمه چپ نشیمنگاه سر انگشت بر روی گریف ، هر شماره انگشت در زمان باز شدن (در انگشت گذاری از سیم زیر به سیم بم) یا بسته شدن خود(در انگشت گذاری به نحو عکس) مسیری مورب را نسبت به امتداد گریف طی می کند. البته بکار گیری یک شماره انگشت در سیم های مجاور راحت تر از حالتی است یک شماره انگشت بلافاصله در دو سیم غیر مجاور گذاشته می شود، زیرا در حالت اول انگشت مسیر مورب کمتری را بر روی گریف طی می کند.
در واقع لازم است تا نوازنده در این حالت اگر از سیم زیر به سمت سیم بم انگشت گذاری می کند، قبل از نشاندن انگشت کمی آن را جمع نماید تا صدای نت حاصله از انگشت گذاری به اصطلاح"زیاد" نباشد و در حالت عکس، قبل از گذاشتن انگشت بر سیم زیر کمی آن را باز نماید تا صدای نت حاصله یه اصطلاح "کم" نباشد.
هر چند میزان باز و جمع نمودن یک انگشت که به شکل ارادی توسط نوازنده انجام می پذیرد به اندازه بسیار ناچیزی است، اما دقت بر این نکته باعث می گردد تا صدای حاصله از انگشت گذاری دقیق گردد.
3/1/4/2: نکته دیگر که کمک شایانی به انگشت گذاری در سیم های غیر مجاور می نماید رعایت صحیح فاصله میانی بین دست چپ نوازنده و زیر دسته ساز است (مراجعه به تذکر- 11). در صورتی که نوازنده دست خود را بالاتر از میزان متعادل اشاره شده دست چپ نسبت به گریف نگاه دارد، روال انگشت گذاری در سیم های مجاور دچار مشکل گشته و انگشتان دیگر از نشیمنگاه سر انگشت بر روی گریف قرار نمی گیرند (مراجعه شود به بند شماره:2/2/1/3).
متاسفانه گاه برخی نوازندگان بر اساس این فرض اشتباه، که بالا بردن دست نسبت به گریف باعث تسلط بیشتر انگشت گذاری در تعویض سیم می گردد دست چپ خود را بیش از اندازه بالا می برند که این امر از میزان تسلط در انگشت گذاری می کاهد
یک ساز زهی بدون کاربرد آرشه عملا به شکلی کامل و در خور توانایی های قطعی ساز قابل استفاده نیست. همچنین،آرشه نیز بدون وجود ساززهی مربوطه بی مفهوم خواهد بود؛ این دو در تعامل کمی و کیفی با یکدیگر بوده و تاثیر گذار بر هم، از سویی دیگر باید به این نکته توجه داشت هیچ مدرکی دال بر این موضوع وجود ندارد که سازهای زهی صرف همواره بر سازهایی که استفاده آرشه در آن اجتناب ناپذیر است، تقدم و برتری داشته اند. سازهای زهی مدتها قبل از خانواده ویلن پدید آمده اند و در طول زمان با توجه به تغییرات متنوع در حیطه موسیقی و توانایی های بشری دچار تحولات و پیشرفتهایی شده اند.
توجه به نظریه ای مربوط می شود که اخیرا (از سال 1950) شکل گرفته و به این نکته می پردازد که آرشه از اهمیت تعیین کننده ای در کیفیت صدای یک ساز برخوردار بوده و ویژگی ها در آرشه های مختلف دارای تفاوت های چشمگیری هستند که البته شناخت آن نیز ملزم به دانش و تجربه فراوان است.
از جمله همین موارد در بخش هزینه منجر به افزایش قیمت آرشه های مختلف بوده است. تا اواخر قرن 19 آرشه به عنوان یک وسیله جانبی با درجه اهمیت ثانویه محسوب می شده و آنچنان که به ویلن ها پرداخته می شد در مورد آرشه موضوع چندان جدی تلقی نمی شده است،با این وجود اکثر هنرمندان برجسته آن زمان، همچون Joachim، ysaye از بهترین آرشه های موجود که ساخت Tourte و همکاران وی بود استفاده می کردند.
در دوران مذکور، یعنی حوالی سال 1900، بازار خریداران ویلن با عرضه زیاد و قیمت های پایین مواجه بود و در نتیجه علاقه کمتری برای خریدآرشه های جدیدی که از کیفتهای مرغوبتری بر خوردار بودند نشان داده می شد.
بعدها، شرکت تولیدیHill & Sons توانست آرشه های خود را با قیمت بالاتری عرضه کند و بهترین آرشه های این شرکت در فاصله سال های 1940-1890 تولید شد، که امروزه از جمله بیشترین تقاضا را به خود اختصاص می دهد.
ساخت وتولید آرشه توسط شرکت Hill و پسران، پس ازسال 1960، تدریجا متوقف و درسال 1992، شرکت به طور کلی فعالیت خود را متوقف کرد.
فن ساختنویولناز قرن هجدهم به درجهکمال رسید و سازندگان ماهر ایتالیایی از جمله «استرادی واریوس» به ساختنویولنهای عالی موفق شدند کهدر حال حاضرویولنهایآنها جزو شاهکارهای هنری و صنعتی جهان محسوب می شود و اغلب آنها در موزه ها و یا دردست ویولنیست های مشهور جهان می باشد. به تدریج با گذشت زمان، سازویولنعمومیت پیدا کرد و برایساختن آن در کشورهای اروپایی کارخانجاتی به وجود آمد و رفته رفته به سایر کشورهایشرقی راه یافت.
ویولناز اواخر دوره قاجاریه و دوره رضاشاه در ایران معمول گردید و در ارکسترهای ملی بهکار گرفته شد. به طوری که در حال حاضر موسیقی سنتی و آثار ایرانی را باویولننیر می نوازند. امروزهبرای سنین مختلف چهار نوعویولنساخته میشود.
1- ویولنهاییک چهارم (4/1) برای افراد بین سنین 5 تا 7 الی 8 سال.
2- ویولنهای نصفه (4/2) برایهنرجویان بین 8 تا 10 الی 11 سال.
3- ویولنسه چهارم (4/3) براینوجوانان 13 تا 16 سال.
4- ویولنهای کامل (4/4) که برایهنرجویان بزرگسال مورد استفاده قرار می گیرد.
وی






















