آيا درست است كه ويلن سخت ترين ساز دنياست؟
ويلن به دليل نداشتن Feret Board ( يعني نشانه ايي براي محل دقيق انگشت گذاري كه در ساز هاي ايراني به آن پرده يا دستان مي گويند ) يكي از سخت ترين ساز هاي دنياست . به اين معني كه نوازنده بايد با شنيدن زياد موسيقي و يادگيري سرايش ( سلفژ ) گوش خود را تقويت كند تا بتواند جاي دقيق صداها را پيدا كند و صدايي خوش از اين ساز توليد نمايد
. تفاوت آموزشي ويلن ايراني و ويلن كلاسيك چيست ؟
در اصل ويلن يك ساز موسيقي كلاسيك غرب است ولي به دليل قابلت هاي فراوانِ اين ساز، مي توان هر نوع موسيقي را با آن اجرا كرد . در شيوه ي كلاسيك ، كوك اين ساز هميشه ثابت است و براي آموزش آن از متدهاي آموزشي غربي استفاده مي شود . در شيوه ي ويلن ايراني متدي كه در هنرستان آموزش داده مي شود مورد استفاده قرار گرفته و بعد از آموزش مقدماتي اين ساز به نواختن رديف موسيقي ايراني پرداخته مي شود ، كوكهاي مورد استفاده در اين ساز بسيار متنوع بوده و توسط هنرمندان خوش ذوق و مبتكر پيشنهاد شده است و براي هر دستگاه كوك مخصوص آن استفاده مي شود .

اصول نوازندگی ویلن
در سلسله مقالات آموزشی" اصول نوازندگی ویولن" سعی بر آن است تا به تدریج با معرفی، دسته بندی و آموزش نکات متعدد و مختلف مربوط به نوازندگی این ساز، هنرجویان به درکی صحیح در این زمینه دست یابند. همواره در نوازندگی ویولن باید به این اصل توجه داشت که انتخاب طبیعی ترین شکل و فرم برای اندام های مختلف بدن در انجام فعالیت های نوازندگی، صحیح ترین راهکار اجرایی است و انتخاب هر وضعیت غیر طبیعی برای اعضای مختلف بدن، که نوازنده برای استمرار و حفظ آن وضعیت نیازمند صرف نیروی اضافی یا بوجود آوردن کشش های نامتعارف در اعضا گردد، اشتباه است.
در نظر داشتن اصل بالا، باعث می گردد تا تمرین و نوازندگی ساز آسانتر انجام پذیرفته و مشکلات اجرایی جملاتی که نواختن آنها با حفظ حالات اشتباه و غیر طبیعی، ناممکن بوده حل گردد. از طرف دیگر رهایی از استیل های اشتباه باعث می گردد تا نوازندگی با خستگی بیش از اندازه همراه نگشته و لذت بخش شود.
- نحوه دست گرفتن ساز
بطور کلی ویولن در هنگام نواخته شدن با سه نقطه چانه، شانه و دست چپ در تماس است و هر یک از این نقاط بخشی از بار دست گرفتن ساز را به دوش می کشند. هرچند، نوازنده باید بتواند که ویولن را بدون کمک گرفتن از دست چپ و فقط با کمک گردن و شانه نگاه دارد.
شانه و گردن:
نوازنده نباید برای نگهداری ساز بر روی شانه چپ، آنرا بالا کشد و شانه باید در هنگام گرفتن ساز به همان وضعیت افتاده خود در حالت طبیعی بدن باقی ماند. طبیعی است اگر گردن نوازنده بلند باشد، او ناخودآگاه برای با تسلط گرفتن ساز، نیازمند بالا کشیدن شانه و یا خم کردن اضافی گردن خود به سمت پایین است که البته اتخاذ هر یک از دو مورد فوق توسط نوازنده اشتباه است.
زیرا برای حفظ اولی او باید یک توان اضافی را به شکل بیهوده ای صرف بالا نگه داشتن شانه گرداند که هم باعث خستگی او شده و هم دائما درصدی از فکر او بایستی به حفظ این حالت معطوف باشد. مورد دوم نیز، از آنجا که غضروف ها و مهره های گردن را به حالت کشش بیش از اندازه می اندازد و بر آنها فشار وارد می کند، مطلوب نیست.
بالشتک ویولون
به دو شکل می توان از این معضل رهایی یافت: نخست آنکه به وسیله تکه پارچه ای که بر روی خود برگردانده شده و یا به اصطلاح " تا " شده و در زیر ویولن قرار گرفته است، این ارتفاع تامین گردد و دیگر آنکه از بالشتک های مخصوص کارخانه ای استفاده گردد. انتخاب یک بالشتک مناسب بسیار مهم بوده و می تواند تاثیر بسزایی بر راحت تر نواختن داشته باشد.
نوع مرغوب این بالشتک ها، که دارای قابلیت تنظیم ارتفاع در دو طرف خود است، میتواند مناسب ترین وضعیت ارتفاعی را به شکلی مطلوب در اختیار نوازنده قرار دهند و از دیگر سو، این بالشتک ها که در نقاط پایه ای خود به صورت مفصلی به بدنه اصلی متصل می گردند قابلیت چرخش محدود پایه ها را به بالشتک می دهد که باعث می گردد تا این ابزار از حالت بی انعطافی خارج گشته و به وضعی مناسب بدن نوازنده با ساز ارتباط یابد.
نکته مهمی که باید در این بالشتک ها رعایت گردد، وضعیت طراحی صحفه کف بالشتک و چگونگی طراحی قوس آن است، بطوریکه بالشتک کاملا بتواند از طرفی بر شانه قرار گرفته و از طرف دیگر بر روی استخوان ترقوه و کناره قفسه سینه بنشیند. بر روی صفحه کف باید از فوم یا ابر با ضخامت مناسب پوشانده شده باشد و از استفاده از بالشتک هایی که در آنها از فوم استفاده نشده و یا جنس فوم آنها کیفیت نبوده و دوام ندارند، توصیه نمی شود. در بالشتک های مرغوب پایه ها قابلیت فاصله گیری عرضی از یکدیگر راداشته و بر این اساس می توانند در ویولن هایی با اندازه های متفاوت پشت به پشت کاسه پایینی بکار روند. این قابلیت همچنین باعث می گردد تا بتوان محل قرار گیری بالشتک بر کاسه پایینی را تغییر داد و کنترل و تسلط بهتری بر ساز بدست آورد.
در اینجا باید به یکی از مهمترین مزایای استفاده از بالشتک توجه داشت و آن عدم تاثیرگذاری بالشتک در صدای حاصله از ویولن است. بالشتک باعث می گردد تا بخشی از صدای ساز که به هرحال از طریق صفحه پشتی خارج می گردد جذب پارچه لباس نوازنده نگردد و صدایی خالص از ساز حاصل گردد. ( جالب اینجاست که پارچه های با جنس های متفاوت، می تواند تاثیرات متفاوتی بر صدای ساز گذارد که امتحان آنرا برای علاقه مندان می گذاریم.)
میزان بالا بردن دست چپ:
در حالت کلی، نوازنده باید دست چپ را تا جایی بالا برد که ساز و دسته آن امتدادی افقی با زمین پیدا کند و بهتر است ساز بگونه ای گرفته نشود که دسته و سرپنجه ساز به سمت زمین و یا برعکس آن نشانه گرفته شود. زیرا در حالت اول ستون مهرها به کشش بی مورد به سمت پایین می افتند و همچنین در این حالت، به علت خمودگی نوازنده، تنفس او مشکل تر می گردد. در حالت دوم نیز به مهرهای گردن در جهت معکوس فشار وارد می گردد.

تاریخچه ویلن:
ويولن سازي است که مسلما يکي از زيباترين ساخته دست بشر و يکي از دمدمي مزاج ترين آنهاست. شايد بسيار صعب الوصول بودن آن است که بر اعجازش مي افزايد جز براي کسي که برده وار داوطلبانه و از صميم قلب خود را تسليم اين ساز کند ويولن سر نافرماني و لجبازي خواهد داشت و نواهاي چند گانه و دامنه نامتناهي لطايف خود را دريغ خواهد کرد و شخص مي ماند با يکي از آلات دوست داشتني موسيقي که رنجيده دل است و بلا استفاده.
هيچ ويولني مثل ويولن ديگر نيست و هر يک مانند يک وجود بشري ويژه و منحصر به فرد است.
در نواختن ويولن نوازنده موجودي مستقل است هيچ دست بيگانه اي در ملک طلق او اختيار ندارد و هيچ گوشي جز گوش او زير و بم صدا را تعيين نخواهد کرد و به محض اينکه آرشه اش ساز را لمس کند چالشي شگفت انگيز آغاز مي شود.
اين ارتباط شگفت بين ويولن و نوازنده است که اين ساز را منحصر به فرد ساخته.
نوازنده در اين راه هرگز اجازه ندارد که خسته شود گر چه مکن است بارها با ناکامي رو به رو شود ولي هرگز نبايد از پا بيافتد.
وجهه جهاني ويولن را مي توان در سازگاري آن با فرهنگهاي مختلف ديد.
اين ساز هيچ محل ثابت و ساکني به عنوان تکيه گاه ندارد و خود نوازنده نيز چنين وضعي دارد جز در آن نقاطي که پايش زمين را لمس مي کند. دستهاي نوازنده بايد تا حد زيادي انعطاف پذير و قوي و داراي حالت فنري باشد و هميشه در سطح شانه يا در حدود آن سطح به کار گرفته شوند
هر چند ويولن نواختن حرفه بسيار پر زحمتي است ولي خوب ويولن نواختن به هيچ وجه غير ممکن نيست و در واقع در آموزش دادن فرا گرفتن و تسلط يافتن بر آن رضايتي عميق و طولاني نهفته است.
براي دستيابي به نوازندگي بهداشت هم خيلي مهم است: پاکيزگي- برانگيختن جريان خون به کمک اختلاف دما- مالش پوست با دستکش زبر- حرکتهاي ورزشي خاص- استراحت متناوب
ويولن يک ساز ظريف و فرنگي است و طبق نمونه هاي که ساخته مي شود از 58 قطعه مختلف که به طرز دقيقي با هم جور شده اند و وزن آن در حدود 400 گرم مي باشد و ابتدا توسط سازنده ايتاليايي گاسپارو برتولوني اختراع شده است.
از شاگردان مشهور گاسپارو برتولوني آ آماتي بود که او هم بهترين سازنده ويولن در سطح جهان را پرورش داد يعني آنتونيو استراديواريوس.
تا کنون کسي در جهان پيدا نشده که نه تنها بتواند هنر او را تکميل نمايد بلکه قادر نبوده ويولني بسازد که از حيث زيبايي و صوت بتواند با ويولن هاي آنتونيو استراديواريس برابري نمايد.جلا و ظاهر خوش ويولن استراديواريس چيزي در حد کيفيت خورشيد که روي پوست ابريشمي تابيده باشد است و هم چنين نرمي و لطافت خاص و منحصر به فرد يا مي توان گفت پختگي.
يکي از کارهاي استراديواريوس ايجاد ويولن کنسرت است که با طنين نيرومند خود در کنسرتها مقام ارجمند دارد و موسيقي بيشتر از اين لحاظ مديون استراديواريوس مي باشد.
تاکنون متجاوز از سه قرن از اختراع اولين نمونه ويولن توسط گاسپارو برتولوني ميگذرد و در اين مدت با وجودي که کشفيات جديدي در علوم فيزيک و شيمي نموده اند نه تنها نتوانسته اند در ساختمان ويولن تغييري بدهند بلکه از رموز کار سازندگان قديم نيز چيزي درک نکرده اند.
اجداد ويولن تير و کمان.
شکل و ساختار ويولن به مثابه بدن يک مونث است به طوري که خط راست ندارد هر چيزي داراي انحنا است کمري زيبا –گردن باريک-پشت گرد شده.
وسيله موسيقي به حد اعلا احساسي و زيبا.
قسمتهاي مختلف ويولن:
اين ساز داراي چهار سيم است که از بم به زير به ترتيب سل ر لا مي کوک مي شود.و به دو طريق اجرا ميشود با آرشه و پيسکاتو
قسمتهاي ساز: 1.تنه 2. دسته 3. خرک و ضمائم.
1. تنه: جعبه اي که ما بين طبله و زيره و جدارهاي طرفي محصور شده است. در روي طبله سيمها-گريف-خرک-سيم گير-و دو شکاف اف قرار دارد. و صدمه پذيرترين بخش ويولن است.
2. دسته يا گردن: در واقع دنباله چوب آبنوس تکيه سيم هاست که محل انگشت گذاري نوازنده در بالاي آن است. انتهاي دسته به جعبه چوبي ختم مي شود که سيم ها در درون آن به دور گوشي ها پيچيده ميشوند.
3. خرک: ما بين سيم ها و طبله ويولن قرار گرفته و فشار سيم ها آن را به طور عمودي نگه مي دارد. نقش خرک اين است که ارتعاش سيم ها را به جعبه ويولن منتقل کند.
4. سيم گير: . سيم گير از آبنوس ساخته مي شود و در فاصله اندکي از خرک تا آخر تنه ويولن کشيده شده است در ته سيم گير تسمه اي از جنس روده است که به دکمه اط که در قسمت پائئن جدار تعبيه شده بند مي شود.
نقش اين ساز چه در ارکستر بزرگ چه به طور جمعي و انفرادي آنقدر پر اهميت است که آن را شاه سازها گفته اند.
مشکلات اموزش ویلن:
در دنياي بزرگ و با عظمت هنر , خود را آنقدر کوچک ميبينم که برازنده و لايق نام هنرمند نباشم. هميشه گفته ام که خودم را يک هنردوست مي دانم. در بيان بزرگان موسيقي , جايي براي اظهار نظر درباره ي اين هنر " هنر اول " براي بنده نمي ماند. اما در مقام يک دوست , در يک گپ دوستانه شايد بتوان , نه در مورد موسيقي که در مورد وضعيت موزيسين ها چند جمله اي را بيان کرد.
اينکه , يک هنرجو از اولين جلسه ي يادگيري ويلن کلاسيک , چه مسيري را طي مي کند و با چه کمبودها و مشکلاتي مواجه مي شود. اميد است عرايض ناقابل بنده , کمک هر چند کوچکي را به شناخت ناهمواريهاي راه برساند.
از آنجايي که ويلن , ساز کلاسيک است , بدون شک و يقينا , يک هنرجو از ابتدا بايد آنرا با مِتُدِ کلاسيک بياموزد. همانطور که اساتيد بزرگ , حتي موسيقي ايران نظير: استاد ابوالحسن صبا , چندين سال و نزد بهترين استادان ويلن کلاسيک , همين مسير را طي کردند و پس از يادگيري ويلن بصورت کلاسيک , با آن ساز توانا موسيقي ايراني را اجرا کردند. پس از يادگيري ويلن تا حدي که مشکلات نوازنده را بر طرف کند , او مي تواند در هر گرايشي ادامه ي نوازندگي خود را پي بگيرد , اما نکته ي مهم کيفيت آموزش ويلن به روش کلاسيک است که پايه ي موفقيت نوازنده را در هر گرايش بعدي , رقم مي زند. پر واضح معلوم است هر گونه نقصي در پايه ي آموزش , اثرات بد و عادات نادرستي را در هنرجو ايجاد مي کند که رفع آن عادات نادرست , بعضا" به مراتب سخت تر از يادگيري درست آنها از ابتدا مي باشد.
به عنوان يک معضل در اين ميان از کمبود کتاب ها و اتودها و اجراها که در کشورهاي اروپايي به وفور يافت شده و به آساني در دسترس هستند مي توان نام برد. مثلا" , اگر کتابي را که تمرين مي کنيم , در نظر بگيريم که اصل آن با CD و قطعات ساده و شيرين براي نوآموزان تهيه شده , حال آنکه تدريس فقط کتاب ( بدون CD و قطعه هاي مرتبط ) آموزش را خيلي خشک و کسل کننده مي کند و اغلب موجب دلزدگي هنرجو مي شود. نبود معلمان تراز اول يا کم بودن آنها نيز از طرفي ديگر باعث پايين ماندن سطح نوازندگي شده , بخصوص که معلمان خوب فقط در تهران مشغول به فعاليت هستند و بنابراين امکان ادامه ي يادگيري ويلن در حد حرفه اي براي بسياري از هنرجويان مستعد فراهم نمي باشد. عدم توجيه اقتصادي انجام کار هنري را نيز به اين مشکلات بيفزائيد تا ببينيد ديگر به جز يک عاشق چه کسي وقت و انرژي و جواني خود را در راه تحصيل موسيقي صرف مي کند.
اميدوارم در اين چکيده , خيلي انرژي منفي به شما دوستان نداده باشم , اما هدف من از اين گفتگو صرفا جلب حمايت اساتيد بزرگ بوده تا شايد با توجه بيشتر آنها مخصوصا" به شهرستانها امکان پيشرفت هنرجويان مستعد شهرستاني نيز فراهم آيد.
همه چیز در باره ی ویولن:

با نگاهی بر آثار بر جای مانده از نوازندگان بزرگ ویولن و سیر پیشرفت و تکامل تکنیک نوازندگی این ساز در طی تاریخ، به اسامی بزرگانی چون کرلی، تارتینی، ویوالدی، ویوتی، پاگانینی، ویوتام، وینیاوسکی و... بر خواهیم خورد که هر یک در دوره حیات خویش با نوآوری ها و ارتقای سطح تکنیک در زمینه نوازندگی و آثار، باعث پیشرفت و تکامل هنر نوازندگی این ساز گشته و جالب اینجاست که این پیشرفت هم گام با تکامل ساخت ویولن و آرشه بوده است.
در این میان، توانمندی ویولن در زمینه نواختن نت های مشخص به اشکال متفاوت در پوزیسیون ها و سیم های مختلف و با آرشه گذاری های گوناگون باعث می گردد تا دست نوازنده ویولون در اجرا بسیار باز بوده و نوازندگان مختلف با نگرش ها و دیدگاه های متفاوت اجرایی، انواع مختلفی از ادیت در ویولن را در اجرای جملات آثار برگزینند و از همین روست که همواره شاهد اجراهایی با خصوصیات و تاملات کاملا متفاوت با یکدیگر از یک اثر هستیم و همین تفاوت نگرش ها و قرائت ها است که باعث بروز خلاقیت ها و آفرینش های مجدد و زیبا از یک اثر مشخص می گردد.
اما در این میان نکته ای که نباید از آن غافل بود تاثیری است که ساختار بعضی جملات خاص در آثار، بر ادیت قطعات می گذارد. همانطور که اشاره شد نوازندگان با دیدگاه های متفاوت اجرایی و نیز بهر گیری از ویژگی های منحصر به فرد ویولون، امکان انتخاب و گزینش حالات متفاوتی از اجرای جملات در یک اثر را خواهند داشت؛ اما گاه عوامل ساختار باعث می شوند تا انواع گزینه های متفاوت و قابل اجرای یک جمله خاص کنار گذاشته شوند و در نهایت یک منطق، حاکم بر روش اجرای یک جمله گردد.
• فرم اجرایی جملات اولین و مهمترین عامل تاثیرگذار بر منطق آرشه و انگشت گذاری است. در بسیاری از قطعات، مجموعه میزانهایی وجود دارند که به لحاظ شکل و فرم اجرایی دارای ساختاری یکسان و همانند هستند و به طور معمول برای نواختن آنها از یک یا چند تکنیک خاص که حالتی تکرار شونده دارد، استفاده می گردد.
• عامل بصری در نوازندگی ویولن که به درک بیننده از نوازندگی شخص باز می گردد و تاکید بر "ماهیت دیدن" از آنچه به مورد اجرا است، دارد. به گونه ای که گاه منطق حاکم بر بینایی و زیبایی شناسی حاصل از آن حکم می کند تا گزینه ای مشخص از میان سایر گزینه های ممکن، انتخاب شود و سایر گزینه ها بر اثر منطق حاکم بر این عامل، برای اجرای یک جمله به کنار گذاشته شوند.
جالب اینجاست که در زمینه نوازندگی ویولن هرگز نباید از تاثیرگذاری عامل بصری نواختن این ساز بر شنونده غافل بود و این از مواردی است که جاذبه و کشش بسیاری را در زمینه علاقه مندی به این ساز و لذت از نواختن آن ایجاد می کند. بنابراین، این اصل هم در شیوه نواختن زیبا و صحیح این ساز و رعایت اصول نوازندگی ویولن و هم در نحوه ادیت در ویولن بهتر است مورد توجه قرار گیرد.
• عامل شنوایی که تاکید بر "ماهیت شنیدن" شخص شنونده دارد و متاثر از عواملی چون تمپو، قدرت صدا، گلیساندو، زنگ و تمبرهای مختلف صدایی قابل اجرای یک نت و یا یک مجموعه نت می باشد و حاصل از امکاناتی است که ساز و تکنیک اجرایی در اختیار نوازنده قرار می دهد. این عامل نیز می تواند منطق حاکم بر گزینش نوع خاصی از ادیت در هنگام نواختن یک جمله گردد.
• وابستگی موسیقی به زمانه و دورانی که موسیقی در آن تصنیف گشته و سبک موسیقایی رایج در آن دوران هنری و وابستگی این شاخه از هنر به دیگر هنرها چون نقاشی، معماری و... نیز می تواند باعث گردد تا سیاقی خاص بر روش آرشه و انگشت گذاری حاکم گردد.
در اینجا لازم به یادآوری است که گاه ترکیبی از عوامل فوق می تواند تاثیرگذار بر منطق ادیت جملات خاص گردد. حال با این مقدمه، می توان به چگونگی تاثیرگذاری ماهیت عواملی چون دیدن، شنیدن، سبک و... و تاثیر آنها بر موسیقی که ایجاد کننده ساختار و فرم اجرایی در جملاتی خاص است، پی برد و از منطق انتخاب و گزینش ادیت در دسته جملاتی که این عوامل بر آنها تاثیر گذاشته است، آگاه گشت. در قسمت های بعدی بیشتر به تشریح این عوامل خواهم پرداخت.
1- در کتب آموزشی ویولن، تاکید بیشتر بر روی تکنیک های نوازندگی این ساز می باشد و تاکیدی بر روی آموزش ادیت وجود ندارد و حال آنکه این مقوله، خود یک مبحث جداگانه می باشد. گستردگی و پراکندگی بسیار زیاد مسائل دانش ادیت که هیچگونه جمع بندی مفید و کاملی برای آن وجود ندارد و همچنین کمبود یا عدم وجود منابعی که بصورت مدون این دانش را بررسی وآموزش دهد، همواره باعث می گردد تا هاله ای از ابهام و بی دانشی در این زمینه وجود داشته باشد.
2- با توجه به عوامل جهانی بودن و قدمت استفاده از ویولن به لحاظ تاریخی در دنیا، دروس و کتب مربوط به آموزش تکنیک ویولن دارای کثرت زیادی می باشد.
از دیگر سو، با توجه به بسیار دشوار بودن نوازندگی این ساز، پیشرفت در این ساز بطور معمول بسیار با کندی توسط هنرجویان صورت می پذیرد و از آنجا که بطورعمومی مدت زمان کلاسهای آموزشی برای این ساز بسیار کم در نظر گرفته می شود و تشکیل شدن اکثر کلاسهای آموزشی بصورت یکبار درهفته می باشد، غالبا فرصت آموزش این شاخه برای هنرجویان فراهم نمی گردد و بطور کلی فرصتی برای آموزش ادیت بوجود نمی آید.
3- بسیاری ازهنرآموزان ویولن خود تحت یک سیستم آموزشی جامع و مدون، این دانش را بطور کامل فرا نگرفته اند و همواره نوعی بی دانشی وعدم تعمق در رابطه با این موضوع مشاهده می گردد.
4- اصولا باید دانست که در تمام دنیا، ویولن سازی است که هزینه یادگیری آن حتی در سطوح عمومی، نسبت به سازهای دیگر بالاتر است و هنرجویان برای گذراندن سطوح تخصصی و سطح بالای این ساز، هزینه زیادی را باید بپردازند.
نوازندگان ویولن برای نواختن در سطح اعلای آن، نیازمند دانستن بسیاری از رموز و اطلاعات و دانسته های قیمتی هستند و متاسفانه این مورد باعث می گردد تا بسیاری از تنگ نظری ها در زمینه آموزش به هنرجویان بوجود آید و آنها نتوانند بطور کامل از آموخته ها و دانش استادان خود استفاده نمایند.
ب- تعریف :
ادیت(Edit) در ویولن دانش مربوط به انگشت گذاری و آرشه گذاری برای آثار تصنیف شده این ساز* است. بنابراین باید به این نکته که مفهوم این واژه بطور همزمان، برای هر دو مورد فوق کاربرد دارد، توجه نمود و معادل سازی واژه انگشت گذاری در فارسی، بجای واژه ادیت به دلیل عدم جامعیت آن، اشتباه می باشد.
ج- آغاز آموزش:
بطور کلی فراگیری ادیت باید در طول زمان دوره آموزش نوازندگی و به موازات آن توسط هنرجو انجام پذیرد. طبعا اولین و ابتدایی ترین آموزشهای ادیت در زمانی که هنرجو دروس مربوط به انگشت گذاری در دومین پوزیسیون ویولن را آغاز می نماید، می تواند با مقایسه انگشت گذاری ها در آن پوزیسیون و پوزیسیون اول شروع شود.
در واقع آشنا شدن هنرجو با مقوله ادیت، در آغاز بصورت آشنایی با علائم آن صورت می گیرد و سپس با آموزش دیدن هنرجو برای نواختن در پوزیسیون های مختلف دست چپ و به تبع آن نواختن آثار و آشنایی با ادیت های مختلف از یک اثر و مقایسه آنها با یکدیگر و همینطور مشاهده اجراهای مختلف توسط هنرمندان از یک اثر دنبال می گردد. گذشت زمان و پدید آمدن دیدگاهها و اطلاعات جدید، ازعواملی است که تاثیر بسزایی در یادگیری و ادیت کردن های نوازندگان ویولن دارد.
در این میان به دو نکته بایستی توجه داشت اول آنکه میزان اطلاعات استاد در این رابطه و پرسش وپاسخ میان هنرجو و هنرآموز نقش بسیار موثری در آشنایی هنرجو با این دانش دارد و دوم اینکه ادیت کردن صحیح یک اثر، مبتی بر یکسری اصول اساسی می باشد که در واقع با رعایت آنها ادیت نوازنده از اثر با ارزش تلقی می گردد.
د- معرفی علائم و نشانه ها:
برای آشنایی با ادیت کردن آثار ویولن یا نواختن آثار ادیت شده، نیازمند به آشنایی به یکسری علائم و نشانه های اولیه هستیم که در ذیل ارائه می گردند:
د- 1 : نشانه های دست راست: این نشانه ها عبارتند از شماره انگشتان دست راست که به ترتیب از انگشت اول سبابه، با شماره (1) لاتین و انگشت میانی با شماره ( 2) لاتین و تا آخر.
تصویر قسمتی از نت ادیت شده ویولن
برای نشان دادن حالت نواختن در سیمهای مختلف نیز از شماره های یونانی استفاده می گردد. بر این اساس سیم اول یا سیم "می" با علامت"I" ، سیم دوم یا سیم" لا" با علامت"II" ، سیم سوم یا سیم" ر" با علامت III"" و در آخر سیم چهارم یا سیم "سل" با علامت "IV" نمایش داده می شوند.
تذکر- 1: برای نشان دادن حالت نواختن یک نت بطور عمومی، از هر دوی علامات فوق استفاده می گردد تا مشخص شود نت مذکور در کدام سیم و با چه انگشتی بایستی نواخته شود.
د- 2 : برای نمایش جهت نواختن با آرشه، از علامت(V) برای آرشه چپ و از علامت (U) برای آرشه راست استفاده می گردد. برای نمایش نواختن نت ها بصورت گروهی در یک آرشه نیز، از علامت قراردادی لگاتو استفاده می گردد.
تذکر-2: در اکثر موارد، آغاز پاساژهای موسیقی با آرشه راست آغاز می گردد مگر آنکه نیازهای موسیقایی قطعه یا موارد تکنیکی نوازندگی، خلاف آنرا ایجاب نماید.
فیزیک بدن و قدرت بدنی نوازنده از مواردی هستند که بایستی در انتخاب ساز مورد توجه جدی قرار بگیرند. بسیاری از سازها برای نواختن یا حتی نگهداریشان در هنگام نواختن توسط نوازنده توان بدنی بالایی رامی طلبند و از طرف دیگر نباید از نقش فیزیک بدن نوازنده نیز غافل شد، زیرا این امر در کوتاه مدت و دراز مدت تاثیرات زیادی را دارد.

گاهی به کلی�?نی که برای سازها است�?اده میشود نقره یا طلا می ا�?زایند تا خاصیت اصطکاک ان ا�?زایش یابد .علاوه بر نوازندگانرقاصان باله نیز هم گاهی از پودر کلی�?ن برای ک�?ش هایشان است�?اده می کنند تا ازسر خوردن جلوگیری کنند همچنین بازیکن توپ گیر در بیسبال و در بعضی ورزشها برایپرتاب بهتر توپ از کلی�?ن است�?اده می شود.
جنوب چین , شمال ویتنام , ایالت هایاتلانتیک جنوبی و خلیج شرقی امریکا و در اروپا بخش les landesدر �?رانسه از مناطقتولید کننده کلی�?ن به حساب می ایند.
جالب است بدانید که نام کلی�?ن از Colophony or Colophonia Resina می اید که مشتق از نام شهری قدیمی به نام Colophon است.

انگشت گذاری در سیم های غیر مجاور:
همانند بند قبل، انگشت گذاری در سیم های غیر مجاور نیز باید با جلوگیری نمودن از ایجاد هر حرکت اضافی در ناحیه دست، صورت پذیرد.
مچ نوازنده درهنگام تعویض سیم بم به سیم زیر غیر مجاور، نباید دچار شکستگی به سمت راست گردد و همچنین نیازی به خروج آرنج از زیر گریف به سمت راست در هنگام تعویض سیم زیر به سیم بم نمی باشد.
3/1/4/1: هنگامی که در یک پوزیسیون دست چپ نیاز باشد تا یک شماره انگشت بلافاصله پس از نواختن در یک سیم، در سیم مجاور و یا غیر مجاور خود گذاشته شود و از طرف دیگر فاصله طولی انگشت از شیطانک در سیم جدید تغییر نیافته باشد،دقت به محل دقیق نشستن انگشت ضروری است(مانند اجرای نت- دو بکار- در پوزیسیون اول سیم سل بلافاصله پس از نت- لا بکار- در همان پوزیسیون سیم می با انگشت سوم در گام دو ماژور).
زیرا با توجه به سه اصل اشاره شده قبلی یعنی چرخش دست به سمت گریف ، لزوم پرهیز نوازنده از دادن حرکات اضافی به دست چپ برای انگشت گذاری و لزوم نشستن انگشتان از نیمه چپ نشیمنگاه سر انگشت بر روی گریف ، هر شماره انگشت در زمان باز شدن (در انگشت گذاری از سیم زیر به سیم بم) یا بسته شدن خود(در انگشت گذاری به نحو عکس) مسیری مورب را نسبت به امتداد گریف طی می کند. البته بکار گیری یک شماره انگشت در سیم های مجاور راحت تر از حالتی است یک شماره انگشت بلافاصله در دو سیم غیر مجاور گذاشته می شود، زیرا در حالت اول انگشت مسیر مورب کمتری را بر روی گریف طی می کند.
در واقع لازم است تا نوازنده در این حالت اگر از سیم زیر به سمت سیم بم انگشت گذاری می کند، قبل از نشاندن انگشت کمی آن را جمع نماید تا صدای نت حاصله از انگشت گذاری به اصطلاح"زیاد" نباشد و در حالت عکس، قبل از گذاشتن انگشت بر سیم زیر کمی آن را باز نماید تا صدای نت حاصله یه اصطلاح "کم" نباشد.
هر چند میزان باز و جمع نمودن یک انگشت که به شکل ارادی توسط نوازنده انجام می پذیرد به اندازه بسیار ناچیزی است، اما دقت بر این نکته باعث می گردد تا صدای حاصله از انگشت گذاری دقیق گردد.
3/1/4/2: نکته دیگر که کمک شایانی به انگشت گذاری در سیم های غیر مجاور می نماید رعایت صحیح فاصله میانی بین دست چپ نوازنده و زیر دسته ساز است (مراجعه به تذکر- 11). در صورتی که نوازنده دست خود را بالاتر از میزان متعادل اشاره شده دست چپ نسبت به گریف نگاه دارد، روال انگشت گذاری در سیم های مجاور دچار مشکل گشته و انگشتان دیگر از نشیمنگاه سر انگشت بر روی گریف قرار نمی گیرند (مراجعه شود به بند شماره:2/2/1/3).
متاسفانه گاه برخی نوازندگان بر اساس این فرض اشتباه، که بالا بردن دست نسبت به گریف باعث تسلط بیشتر انگشت گذاری در تعویض سیم می گردد دست چپ خود را بیش از اندازه بالا می برند که این امر از میزان تسلط در انگشت گذاری می کاهد
یک ساز زهی بدون کاربرد آرشه عملا به شکلی کامل و در خور توانایی های قطعی ساز قابل استفاده نیست. همچنین،آرشه نیز بدون وجود ساززهی مربوطه بی مفهوم خواهد بود؛ این دو در تعامل کمی و کیفی با یکدیگر بوده و تاثیر گذار بر هم، از سویی دیگر باید به این نکته توجه داشت هیچ مدرکی دال بر این موضوع وجود ندارد که سازهای زهی صرف همواره بر سازهایی که استفاده آرشه در آن اجتناب ناپذیر است، تقدم و برتری داشته اند. سازهای زهی مدتها قبل از خانواده ویلن پدید آمده اند و در طول زمان با توجه به تغییرات متنوع در حیطه موسیقی و توانایی های بشری دچار تحولات و پیشرفتهایی شده اند.
توجه به نظریه ای مربوط می شود که اخیرا (از سال 1950) شکل گرفته و به این نکته می پردازد که آرشه از اهمیت تعیین کننده ای در کیفیت صدای یک ساز برخوردار بوده و ویژگی ها در آرشه های مختلف دارای تفاوت های چشمگیری هستند که البته شناخت آن نیز ملزم به دانش و تجربه فراوان است.
از جمله همین موارد در بخش هزینه منجر به افزایش قیمت آرشه های مختلف بوده است. تا اواخر قرن 19 آرشه به عنوان یک وسیله جانبی با درجه اهمیت ثانویه محسوب می شده و آنچنان که به ویلن ها پرداخته می شد در مورد آرشه موضوع چندان جدی تلقی نمی شده است،با این وجود اکثر هنرمندان برجسته آن زمان، همچون Joachim، ysaye از بهترین آرشه های موجود که ساخت Tourte و همکاران وی بود استفاده می کردند.
در دوران مذکور، یعنی حوالی سال 1900، بازار خریداران ویلن با عرضه زیاد و قیمت های پایین مواجه بود و در نتیجه علاقه کمتری برای خریدآرشه های جدیدی که از کیفتهای مرغوبتری بر خوردار بودند نشان داده می شد.
بعدها، شرکت تولیدیHill & Sons توانست آرشه های خود را با قیمت بالاتری عرضه کند و بهترین آرشه های این شرکت در فاصله سال های 1940-1890 تولید شد، که امروزه از جمله بیشترین تقاضا را به خود اختصاص می دهد.
ساخت وتولید آرشه توسط شرکت Hill و پسران، پس ازسال 1960، تدریجا متوقف و درسال 1992، شرکت به طور کلی فعالیت خود را متوقف کرد.
فن ساختنویولناز قرن هجدهم به درجهکمال رسید و سازندگان ماهر ایتالیایی از جمله «استرادی واریوس» به ساختنویولنهای عالی موفق شدند کهدر حال حاضرویولنهایآنها جزو شاهکارهای هنری و صنعتی جهان محسوب می شود و اغلب آنها در موزه ها و یا دردست ویولنیست های مشهور جهان می باشد. به تدریج با گذشت زمان، سازویولنعمومیت پیدا کرد و برایساختن آن در کشورهای اروپایی کارخانجاتی به وجود آمد و رفته رفته به سایر کشورهایشرقی راه یافت.
ویولناز اواخر دوره قاجاریه و دوره رضاشاه در ایران معمول گردید و در ارکسترهای ملی بهکار گرفته شد. به طوری که در حال حاضر موسیقی سنتی و آثار ایرانی را باویولننیر می نوازند. امروزهبرای سنین مختلف چهار نوعویولنساخته میشود.
1- ویولنهاییک چهارم (4/1) برای افراد بین سنین 5 تا 7 الی 8 سال.
2- ویولنهای نصفه (4/2) برایهنرجویان بین 8 تا 10 الی 11 سال.
3- ویولنسه چهارم (4/3) براینوجوانان 13 تا 16 سال.
4- ویولنهای کامل (4/4) که برایهنرجویان بزرگسال مورد استفاده قرار می گیرد.
وی
